آشنایی با Web3: نسل بعدی اینترنت (HBR)

وب 3 چیست؟

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.

نویسنده: توماس استکپول (Thomas Stackpole)

ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)

...

ایده اصلی در یک نگاه

وب 3 به عنوان آینده اینترنت معرفی می‌شود. چشم‌انداز این وب جدید مبتنی بر بلاکچین شامل ارزهای دیجیتال، ان‌اف‌تی‌ها، دائوها (سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز)، امور مالی غیرمتمرکز، و موارد دیگر است. این فناوری نسخه‌ای از وب را ارائه می‌دهد که در آن کاربر می‌تواند محتوا را بخواند، بنویسد و مالک آن باشد؛ به این معنا که کاربران در جوامع آنلاین خود سهم مالی دارند و کنترل بیشتری بر آنها دارند. وعده وب 3 این است که تجربه آنلاین بودن را به همان اندازه که رایانه‌های شخصی و گوشی‌های هوشمند متحول کردند، دگرگون کند. با این حال، این فناوری بدون ریسک نیست. برخی شرکت‌ها وارد این فضا شده‌اند و بعد با واکنش منفی درباره تأثیرات زیست‌محیطی و سفته‌بازی مالی (و احتمال تقلب) که همراه پروژه‌های وب 3 است، مواجه شده‌اند. و در حالی که بلاکچین به عنوان راهکاری برای مشکلات حریم خصوصی، متمرکزگرایی و محرومیت مالی ارائه می‌شود، نسخه‌های تازه‌ای از بسیاری از این مشکلات را نیز ایجاد کرده است. شرکت‌ها قبل از ورود به این فضا باید هم ریسک‌ها و هم مزایا را در نظر بگیرند.


آیا اولین باری که درباره بیت‌کوین شنیدید به یاد دارید؟ شاید صدای مبهمی بود درباره فناوری جدیدی که قرار بود همه چیز را تغییر دهد. شاید با دیدن افرادی که زودتر وارد شده بودند و ناگهان ثروت کوچکی به دست آوردند، ذره‌ای حس ترس از دست دادن فرصت (FOMO) به شما دست داد، هرچند مشخص نبود که این «پول» را واقعاً می‌شود صرف چه چیزی کرد (مثل همان پیتزای افسانه‌ای که با بیت‌کوین خریدند؟). شاید فقط کنجکاو بودید که اگر این فناوری در صنعت شما همه‌گیر شد، آیا شرکت شما باید روی یک راهبرد ارز دیجیتال کار کند، حتی اگر خودتان چندان به آن علاقه نداشتید.

به احتمال زیاد، به محض اینکه بیت‌کوین به توجه شما رسید (هر زمان که بوده)، یک سقوط هم رخ داده است. هر سال یا دو سال یک بار، ارزش بیت‌کوین سقوط کرده. هر بار که این اتفاق می‌افتد، شکاکان می‌شتابند تا آن را به عنوان چیزی مرده رد کنند و با عصبانیت بگویند که همیشه یک کلاهبرداری برای افراد فن‌سالار و خلافکاران بوده و چیزی جز یک کنجکاوی حاشیه‌ای نیست که توسط فن‌سالاران آزادیخواه و آدم‌هایی که از بانک‌ها متنفرند، ترویج می‌شود. آنها استدلال می‌کنند که بیت‌کوین هرگز در کنار شرکت‌های فناوری واقعی آینده‌ای نداشت، و سپس آن را فراموش می‌کنند و به زندگی خود ادامه می‌دهند.

و البته، دوباره برمی‌گشت.

حالا به نظر می‌رسد بیت‌کوین همه جا هست. در میان تمام خواسته‌هایی که روی توجه ما سوارند، بسیاری از ما متوجه نشدیم که ارزهای دیجیتال به آرامی در حال نفوذ به جریان اصلی هستند. تا اینکه ناگهان لری دیوید در حال تبلیغ آنها در جریان سوپر بول بود؛ ستارگانی مثل پاریس هیلتون، تام بردی و جیمی فاکس در آگهی‌های تبلیغاتی آنها را می‌فروختند؛ و ربات گاو نر به سبک وال استریت که صراحتاً ترسناک بود و برای تجلیل از ارز دیجیتال ساخته شده بود، در میامی رونمایی شد. آنچه در ابتدا یک کنجکاوی بود و بعد یک جایگاه تخصصی برای سفته‌بازی شد، حالا به یک کسب‌وکار بزرگ تبدیل شده است.

اما ارز دیجیتال فقط نوک نیزه است. فناوری زیربنایی، بلاکچین، چیزی است که «دفترکل توزیع‌شده» نام دارد؛ یک پایگاه داده که توسط شبکه‌ای از رایانه‌ها به جای یک سرور واحد میزبانی می‌شود و راهی غیرقابل تغییر و شفاف برای ذخیره اطلاعات به کاربران ارائه می‌دهد. بلاکچین اکنون برای اهداف جدیدی به کار گرفته می‌شود: مثلاً برای ایجاد سوابق مالکیت «سند دیجیتال» برای اشیاء دیجیتال منحصربه‌فرد، یا توکن‌های غیرقابل تعویض (NFT). ان‌اف‌تی‌ها در سال 2022 منفجر شدند و بازاری 41 میلیارد دلاری را به ظاهر از هیچ به وجود آوردند. مثلاً بیپل (Beeple) سال گذشته وقتی یک ان‌اف‌تی از آثار هنری‌اش به قیمت 69 میلیون دلار در کریستیز فروخته شد، هیاهوی زیادی به پا کرد. حتی بستگان عجیب‌تر آنها، مثل دائوها (DAOs) یا «سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز»، مانند شرکت‌های بدون مدیرعامل عمل می‌کنند: آنها پول جمع می‌کنند و خرج می‌کنند، اما همه تصمیمات توسط اعضا به رأی گذاشته می‌شود و توسط قوانین رمزگذاری‌شده اجرا می‌گردد. یک دائو اخیراً 47 میلیون دلار برای خرید یک نسخه نادر از قانون اساسی ایالات متحده جمع‌آوری کرد. طرفداران دیفای (DeFi) یا «امور مالی غیرمتمرکز» که هدفش بازسازی سیستم مالی جهانی است، در حال لابی کردن با کنگره هستند و آینده‌ای بدون بانک را تبلیغ می‌کنند.

مجموع این تلاش‌ها «وب 3» نامیده می‌شود. این عنوان، برچسبی مختصر و مفید است برای پروژه بازسازی نحوه کار اینترنت، با استفاده از بلاکچین برای تغییر نحوه ذخیره‌سازی، اشتراک‌گذاری و مالکیت اطلاعات. در تئوری، یک وب مبتنی بر بلاکچین می‌تواند انحصارها را بر کنترل اطلاعات، کسب درآمد، و حتی نحوه کار شبکه‌ها و شرکت‌ها در هم بشکند. طرفداران استدلال می‌کنند که وب 3 اقتصادهای جدید، دسته‌های محصولات جدید، و خدمات جدید آنلاین ایجاد می‌کند؛ دموکراسی را به وب بازمی‌گرداند؛ و قرار است دوران بعدی اینترنت را تعریف کند. مثل تانوس، شرور دنیای مارول، وب 3 اجتناب‌ناپذیر است.

آیا واقعاً اجتناب‌ناپذیر است؟ در حالی که غیرقابل انکار است انرژی، پول و استعداد در حال هجوم به پروژه‌های وب 3 است، بازسازی وب یک پروژه عظیم است. با وجود تمام وعده‌هایش، بلاکچین با موانع فنی، زیست‌محیطی، اخلاقی و نظارتی قابل توجهی بین موقعیت فعلی و هژمونی روبرو است. گروه رو به رشدی از شکاکان هشدار می‌دهند که وب 3 آغشته به سفته‌بازی، سرقت و مشکلات حریم خصوصی است، و اینکه جذابیت تمرکزگرایی و تکثیر واسطه‌های جدید، از همین حالا شعار آرمان‌شهری وب غیرمتمرکز را تضعیف کرده است.

در همین حال، شرکت‌ها و رهبران در تلاشند تا پتانسیل و دام‌های یک چشم‌انداز به سرعت در حال تغییر را درک کنند؛ چشم‌اندازی که می‌تواند سودهای کلانی را برای سازمان‌هایی که درست عمل کنند به ارمغان آورد. بسیاری از شرکت‌ها در حال محک زدن وب 3 هستند، و در حالی که برخی موفقیت‌های بزرگی به دست آورده‌اند، چندین شرکت برجسته متوجه می‌شوند که آنها (یا مشتریانشان) از این فضا خوششان نمی‌آید. البته بیشتر مردم حتی واقعاً نمی‌دانند وب 3 چیست: در یک نظرسنجی غیررسمی از خوانندگان HBR در لینکدین در مارس 2022، تقریباً 70 درصد گفتند که نمی‌دانند این اصطلاح به چه معناست.

به دنیای گیج‌کننده، بحث‌برانگیز، هیجان‌انگیز، آرمان‌شهری، آغشته به کلاهبرداری، فاجعه‌بار، دموکراتیک‌کننده و (شاید) غیرمتمرکز وب 3 خوش آمدید. اینجا چیزی است که باید بدانید.

به‌روزرسانی اساسی: از وب 1 تا وب 3

برای اینکه وب 3 را در بافت درست قرار دهیم، اجازه دهید یک مرور سریع ارائه کنم.

در آغاز، اینترنت وجود داشت: زیرساخت فیزیکی سیم‌ها و سرورهایی که به رایانه‌ها و افراد پشت آنها اجازه می‌دهد با یکدیگر صحبت کنند. آرپانت (ARPANET) دولت ایالات متحده اولین پیام خود را در سال 1969 فرستاد، اما وب آنطور که امروز می‌شناسیم تا سال 1991 ظهور نکرد، زمانی که اچ‌تی‌ام‌ال و یوآر‌ال‌ها باعث شدند کاربران بتوانند بین صفحات ایستا (ثابت) حرکت کنند. این همان وب فقط خواندنی یا وب 1 است.

در اوایل دهه 2000، اوضاع شروع به تغییر کرد. اول اینکه، اینترنت تعاملی‌تر می‌شد؛ این دوران محتوای تولیدشده توسط کاربر یا وب خواندنی/نوشتنی بود. رسانه‌های اجتماعی ویژگی کلیدی وب 2 بودند و فیسبوک، توییتر و تامبلر به تعریف تجربه آنلاین بودن کمک کردند. یوتیوب، ویکی‌پدیا و گوگل، همراه با قابلیت نظر دادن روی محتوا، توانایی ما را برای تماشا، یادگیری، جستجو و ارتباط گسترش دادند.

دوران وب 2 همچنین دوران تمرکزگرایی بوده است. اثرات شبکه و صرفه‌های مقیاس به برندگان آشکاری منجر شده، و آن شرکت‌ها (که بسیاری از آنها در بالا فهرست شده‌اند) با استخراج داده‌های کاربران و فروش تبلیغات هدفمند بر اساس آن، ثروت‌های حیرت‌آوری برای خود و سهامدارانشان تولید کرده‌اند. این موضوع باعث شده که خدمات به صورت «رایگان» ارائه شوند، هرچند کاربران ابتدا پیامدهای این معامله را درک نمی‌کردند. وب 2 همچنین راه‌های جدیدی برای مردم عادی برای کسب درآمد ایجاد کرد، مثل اقتصاد اشتراکی و شغل اینفلوئنسر که گاهی سودآور است.

در سیستم فعلی چیزهای زیادی برای نقد وجود دارد: شرکت‌هایی که قدرت متمرکز یا نزدیک به انحصار دارند اغلب نتوانسته‌اند از آن به طور مسئولانه استفاده کنند، مصرف‌کنندگانی که اکنون متوجه می‌شوند خودشان محصول هستند، به طور فزاینده‌ای از واگذاری کنترل داده‌های شخصی‌شان ناراحت می‌شوند، و این احتمال وجود دارد که اقتصاد تبلیغات هدفمند حبابی شکننده باشد که در عمل تأثیر چندانی در کمک به تبلیغ‌دهندگان ندارد. با رشد، متمرکز شدن و شرکتی شدن وب، بسیاری شروع به این پرسش کرده‌اند که آیا آینده بهتری وجود دارد یا نه.

این ما را به وب 3 می‌رساند. طرفداران این چشم‌انداز، آن را به عنوان به‌روزرسانی عمیقی معرفی می‌کنند که مشکلات و مشوق‌های انحرافی وب 2 را تصحیح می‌کند. نگران حریم خصوصی هستید؟ کیف‌پول‌های رمزگذاری‌شده هویت آنلاین شما را محافظت می‌کنند. نگران سانسور هستید؟ یک پایگاه داده غیرمتمرکز، همه چیز را به طور غیرقابل تغییر و شفاف ذخیره می‌کند و از ورود ناگهانی ناظران برای حذف محتوای توهین‌آمیز جلوگیری می‌نماید. تمرکزگرایی؟ شما در تصمیمات گرفته‌شده توسط شبکه‌هایی که زمان خود را در آنها می‌گذرانید، رأی واقعی دارید. فراتر از آن، شما سهمی دریافت می‌کنید که ارزش دارد. شما یک محصول نیستید، بلکه یک مالک هستید. این چشم‌انداز وب خواندنی/نوشتنی/مالکانه است.

خوب، اما وب 3 واقعاً چیست؟

بذرهای چیزی که بعداً وب 3 نام گرفت، در سال 1991 کاشته شد، زمانی که دانشمندان دبلیو. اسکات استورنتا و استوارت هابر اولین بلاکچین را راه‌اندازی کردند؛ پروژه‌ای برای مهر زمانی زدن به اسناد دیجیتال. اما این ایده تا سال 2009 واقعاً ریشه نگرفت، زمانی که بیت‌کوین در پی بحران مالی (و حداقل تا حدی در واکنش به آن) توسط مخترع ناشناس، ساتوشی ناکاموتو، راه‌اندازی شد. بیت‌کوین و فناوری بلاکچین زیربنایی آن به این شکل کار می‌کند: مالکیت ارز دیجیتال در یک دفترکل عمومی مشترک ردیابی می‌شود، و وقتی یک کاربر می‌خواهد انتقالی انجام دهد، «معدنچی‌ها» تراکنش را با حل یک مسئله ریاضی پیچیده پردازش می‌کنند، یک «بلوک» جدید از داده به زنجیره اضافه می‌کنند و در ازای تلاششان بیت‌کوین تازه ایجادشده دریافت می‌نمایند. در حالی که زنجیره بیت‌کوین فقط برای ارز استفاده می‌شود، بلاکچین‌های جدیدتر گزینه‌های دیگری ارائه می‌دهند. اتریوم که در سال 2015 راه‌اندازی شد، هم یک ارز دیجیتال است و هم پلتفرمی که می‌توان از آن برای ساختن سایر ارزهای دیجیتال و پروژه‌های بلاکچین استفاده کرد. گوین وود، یکی از هم‌بنیان‌گذاران آن، اتریوم را به عنوان «یک رایانه برای کل سیاره» توصیف کرد، با قدرت محاسباتی توزیع‌شده در سراسر جهان که هیچ جا کنترل نمی‌شود. حالا، پس از بیش از یک دهه، طرفداران یک وب مبتنی بر بلاکچین اعلام می‌کنند که دوران جدیدی به نام وب 3 فرا رسیده است.

خیلی ساده بخواهیم بگوییم، وب 3 توسعه‌یافته از ارز دیجیتال است که از بلاکچین به روش‌های جدید برای اهداف جدید استفاده می‌کند. یک بلاکچین می‌تواند تعداد توکن‌های یک کیف‌پول، شرایط یک قرارداد خوداجرا، یا کد یک برنامه غیرمتمرکز (dApp) را ذخیره کند. همه بلاکچین‌ها یکسان کار نمی‌کنند، اما به طور کلی، از سکه‌ها به عنوان مشوقی برای معدنچی‌ها برای پردازش تراکنش‌ها استفاده می‌شود. در زنجیره‌های «اثبات کار» مثل بیت‌کوین، حل مسائل پیچیده ریاضی لازم برای پردازش تراکنش‌ها ذاتاً انرژی‌بر است. در یک زنجیره «اثبات سهم» که جدیدتر ولی به طور فزاینده‌ای رایج است، پردازش تراکنش‌ها صرفاً نیاز دارد که تأییدکنندگانی که در زنجیره سهم دارند، توافق کنند که یک تراکنش قانونی است؛ فرایندی که به طور قابل توجهی کارآمدتر است. در هر دو حالت، داده‌های تراکنش عمومی هستند، هرچند کیف‌پول‌های کاربران فقط با یک آدرس تولیدشده به روش رمزنگاری شناسایی می‌شوند. بلاکچین‌ها «فقط نوشتنی» هستند، یعنی می‌توانید داده به آنها اضافه کنید اما نمی‌توانید حذفشان کنید.

وب 3 و ارزهای دیجیتال روی چیزی به نام بلاکچین‌های «بدون مجوز» اجرا می‌شوند، که کنترل متمرکزی ندارند و از کاربران نمی‌خواهند به سایر کاربران اعتماد کنند یا حتی چیزی درباره آنها بدانند تا با آنها معامله کنند. این همان چیزی است که بیشتر مردم وقتی از بلاکچین حرف می‌زنند، به آن اشاره دارند. کریس دیکسون، شریک شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر a16z و یکی از برجسته‌ترین طرفداران و سرمایه‌گذاران وب 3، با اقتباس از تعریف مشاور وب 3، پکی مک‌کورمیک، می‌گوید: «وب 3 اینترنتی است که متعلق به سازندگان و کاربران است و با توکن‌ها هماهنگ می‌شود.» این موضوع مهمی است، زیرا پویایی بنیادین وب امروزی را تغییر می‌دهد، جایی که شرکت‌ها هر ذره از داده‌های کاربران را می‌مکند. دیکسون می‌گوید توکن‌ها و مالکیت مشترک، «مشکل اصلی شبکه‌های متمرکز را حل می‌کنند، آن هم اینکه ارزش توسط یک شرکت انباشته می‌شود و آن شرکت در نهایت با کاربران و شرکای خود می‌جنگد.»

در سال 2014، وود از اتریوم، یک پست وبلاگ بنیادین نوشت که در آن دیدگاه خود را از دوران جدید ترسیم کرد. او گفت: «وب 3 بازتعریف نوع کارهایی است که قبلاً از وب استفاده می‌کردیم، اما با مدلی کاملاً متفاوت برای تعاملات بین طرفین. اطلاعاتی که فرض می‌کنیم عمومی هستند را منتشر می‌کنیم. اطلاعاتی که فرض می‌کنیم مورد توافق هستند را در دفترکل اجماع قرار می‌دهیم. اطلاعاتی که فرض می‌کنیم خصوصی هستند را مخفی نگه می‌داریم و هرگز فاش نمی‌کنیم.» در این چشم‌انداز، همه ارتباطات رمزگذاری می‌شوند و هویت‌ها پنهان می‌مانند. «به طور خلاصه، ما سیستم را طوری مهندسی می‌کنیم که مفروضات قبلی خود را به صورت ریاضی تحمیل کند، زیرا هیچ دولت یا سازمانی را نمی‌توان به طور منطقی قابل اعتماد دانست.»

این ایده از آن زمان تکامل یافته و موارد استفاده جدیدی شروع به ظهور کرده‌اند. سرویس استریمینگ وب 3 به نام Sound.xyz وعده معامله بهتری برای هنرمندان می‌دهد. بازی‌های مبتنی بر بلاکچین، مثل اکسی اینفینیتی شبیه به پوکمون، به کاربران اجازه می‌دهند در حین بازی درآمد کسب کنند. به اصطلاح استیبل‌کوین‌ها (سکه‌های پایدار) که ارزش آنها به دلار، یورو یا دارایی پایه دیگری متصل است، به عنوان ارتقایی برای سیستم مالی جهانی معرفی شده‌اند. و ارز رمزنگاری شده به عنوان راهکاری برای پرداخت‌های فرامرزی، به ویژه برای کاربران در محیط‌های ناپایدار، جذابیت پیدا کرده است.

دیکسون به من می‌گوید: «بلاکچین نوع جدیدی از رایانه است.» همانطور که سال‌ها طول کشید تا میزان تحولی که رایانه‌های شخصی و گوشی‌های هوشمند در نحوه استفاده ما از فناوری ایجاد کردند، درک شود، بلاکچین نیز در یک مرحله نهفتگی طولانی بوده است. او می‌گوید حالا فکر می‌کنم «ممکن است در دوره طلایی وب 3 باشیم، جایی که همه کارآفرینان وارد می‌شوند.» هرچند برچسب‌های قیمتی چشم‌گیر، مثل فروش بیپل، توجه زیادی را به خود جلب کرده، اما داستان فراتر از این حرف‌هاست. او خاطرنشان می‌کند: «اکثریت قریب به اتفاق چیزی که من می‌بینم، پروژه‌هایی با بودجه کمتر هستند که بیشتر حول محور جوامع شکل گرفته‌اند.»، مثل Sound.xyz. در حالی که مقیاس معیار کلیدی برای یک شرکت وب 2 بوده، تعامل شاخص بهتری است برای اینکه چه چیزی در وب 3 ممکن است موفق شود.

دیکسون شرط بزرگی روی این آینده می‌گذارد. او و a16z از سال 2013 شروع به سرمایه‌گذاری در این فضا کردند و سال گذشته 2.2 میلیارد دلار در شرکت‌های وب 3 سرمایه‌گذاری نمودند. او به دنبال دو برابر کردن این رقم در سال 2022 است. تعداد توسعه‌دهندگان فعال روی کد وب 3 در سال 2021 تقریباً دو برابر شد و به حدود 18,000 نفر رسید. با توجه به اعداد جهانی، رقم بزرگی نیست، اما به هر حال قابل توجه است. شاید مهم‌تر از همه، پروژه‌های وب 3 بخشی از روح زمانه شده‌اند و هیاهوی آنها غیرقابل انکار است.

اما همانطور که استارت‌آپ‌های پرماجرایی مثل ترانوس و وی‌ورک که خودسوزی کردند به ما یادآوری می‌کنند، هیاهو همه چیز نیست. پس چه اتفاقی می‌افتد؟ و شما باید مراقب چه چیزی باشید؟

وب 3 چه معنایی می‌تواند برای شرکت‌ها داشته باشد

وب 3 چند تفاوت کلیدی با وب 2 خواهد داشت: کاربران برای هر سایتی که بازدید می‌کنند نیازی به ورود جداگانه نخواهند داشت، در عوض از یک هویت متمرکز (احتمالاً کیف‌پول رمزنگاری شده خود) استفاده می‌کنند که اطلاعاتشان را همراه دارد. آنها کنترل بیشتری روی سایت‌هایی که بازدید می‌کنند خواهند داشت، زیرا توکن‌هایی کسب یا خریداری می‌کنند که به آنها اجازه می‌دهد در تصمیم‌گیری رأی دهند یا قابلیت‌های جدید را باز کنند.

هنوز مشخص نیست که آیا محصول به وعده‌هایش عمل می‌کند یا نه. پیش‌بینی‌ها درباره اینکه وب 3 در مقیاس بزرگ چگونه به نظر می‌رسد، فقط حدس و گمان هستند، اما برخی پروژه‌ها بسیار بزرگ شده‌اند. باشگاه قایق تفریحی میمون‌های بی‌حوصله (BAYC)، ان‌بی‌ای تاپ شات، و غول رمزنگاری دپر لبز، جوامع ان‌اف‌تی موفقی ساخته‌اند. اتاق‌های پایاپایی مثل کوین‌بیس (برای خرید، فروش و ذخیره ارز دیجیتال) و اوپن سی (بزرگترین بازار دیجیتال برای کلکسیون‌های رمزنگاری و ان‌اف‌تی‌ها)، راه‌های دسترسی به وب 3 را برای افرادی با دانش فنی کم یا هیچ ایجاد کرده‌اند.

در حالی که شرکت‌هایی مثل مایکروسافت، اوراستاک و پی‌پال برای سال‌ها ارزهای دیجیتال را پذیرفته‌اند، ان‌اف‌تی‌ها که اخیراً محبوبیتشان سر به فلک کشیده، راه اصلی هستند که برندها با آنها وب 3 را آزمایش می‌کنند. به طور عملی، ان‌اف‌تی ترکیبی است از یک سند مالکیت، یک گواهی اصالت، و یک کارت عضویت. می‌تواند «مالکیت» هنر دیجیتال (معمولاً مالکیت در بلاکچین ثبت می‌شود و یک پیوند به تصویری در جای دیگر اشاره می‌کند) یا حقوق یا دسترسی به یک گروه را اعطا کند. ان‌اف‌تی‌ها می‌توانند در مقیاسی کوچک‌تر از سکه‌ها عمل کنند، زیرا اکوسیستم خاص خود را می‌سازند و به چیزی بیشتر از یک جامعه از افراد نیاز ندارند که در پروژه ارزش پیدا می‌کنند. برای نمونه، کارت‌های بیسبال فقط برای کلکسیونرهای خاصی ارزشمند هستند، اما آن گروه واقعاً به ارزش آنها اعتقاد دارد.

موفق‌ترین ورود شرکت‌های سنتی به وب 3، آنهایی بوده‌اند که جوامعی ایجاد کرده‌اند یا به جوامع موجود متصل شده‌اند. ان‌بی‌ای را در نظر بگیرید: تاپ شات یکی از اولین پروژه‌های ان‌اف‌تی از یک برند قدیمی بود و به هواداران فرصت خرید و مبادله کلیپ‌هایی به نام «لحظه» (مثلاً یک دانک از لبران جیمز) را می‌داد که مانند کارت‌های معاملاتی عمل می‌کند. این پروژه موفق شد زیرا فضای اجتماعی جدیدی برای هواداران ایجاد کرد، بسیاری از آنها احتمالاً قبلاً کارت‌های بسکتبال جمع می‌کردند. سایر برندهای پیشتاز، مثل نایک، آدیداس و آندر آرمور نیز به طور مشابه لایه دیجیتالی به جوامع کلکسیونر موجود خود اضافه کردند. هر سه شرکت ان‌اف‌تی‌هایی ارائه می‌دهند که می‌توان در دنیای مجازی از آنها استفاده کرد (مثلاً به مالک اجازه می‌دهد آواتار خود را تجهیز کند) یا حقوقی برای محصولات یا عرضه‌های انحصاری خیابانی در دنیای واقعی اعطا می‌کند. آدیداس ظرف کمتر از یک روز 23 میلیون دلار ان‌اف‌تی فروخت و بلافاصله یک بازار دست دوم در اوپن سی ایجاد کرد، درست مانند چیزی که ممکن است بعد از یک عرضه محدود کفش جدید ببینید. به طور مشابه، مجله تایم یک پروژه ان‌اف‌تی راه‌اندازی کرد تا جامعه آنلاینی بسازد که از تاریخ غنی این نشریه بهره می‌برد.

باشگاه قایق تفریحی میمون‌های بی‌حوصله بزرگترین داستان موفقیت یک پروژه ان‌اف‌تی در ورود به جریان اصلی است. بایک (BAYC) با ترکیب هیاهو و انحصارگرایی، دسترسی به مهمانی‌های واقعی و فضاهای آنلاین را همراه با حقوق استفاده از تصویر میمون فراهم می‌کند و به این ترتیب برند را بیشتر تقویت می‌نماید. یک ان‌اف‌تی میمون، مالک را هم به صورت مجازی و هم به صورت واقعی در یک باشگاه انحصاری قرار می‌دهد.

یک درس از این تلاش‌ها این است که راه‌های ورود آسان اهمیت دارند، اما هرچه جامعه متعهدتر باشد، اهمیت آنها کمتر می‌شود. گرفتن کیف‌پول رمزنگاری سخت نیست، اما یک قدم اضافی است. بنابراین تاپ شات نیازی به آن ندارد، کاربران فقط می‌توانند کارت اعتباری خود را وارد کنند، که به جذب کاربران علاقه‌مندی کمک کرد که با ان‌اف‌تی تازه آشنا شده بودند. باشگاه قایق تفریحی میمون‌های بی‌حوصله یک علاقه خاص بود، اما وقتی اوج گرفت، به کاتالیزوری برای افراد تبدیل شد تا کیف‌پول بسازند و علاقه به اوپن سی را هدایت کرد.

برخی شرکت‌ها تجربه‌های ناهموارتری با پروژه‌های ان‌اف‌تی و ویژگی‌های رمزنگاری داشته‌اند. برای نمونه، وقتی جیسون سیترون، مدیرعامل دیسکورد، یک سرویس ارتباط صوتی، تصویری و متنی، ویژگی جدیدی را که می‌توانست برنامه را به کیف‌پول‌های رمزنگاری متصل کند، تیزر کرد، کاربران دیسکورد شورش کردند و او را مجبور ساخت توضیح دهد که شرکت «هیچ برنامه فعلی» برای راه‌اندازی این ارتباط ندارد. برند زیرپوش MeUndies و شعبه بریتانیایی صندوق جهانی حیات وحش هر دو به سرعت پروژه‌های ان‌اف‌تی خود را پس از واکنش شدید مشتریانی که از ردپای کربن بزرگ آنها خشمگین بودند، متوقف کردند. حتی داستان‌های موفقیت نیز با موانعی روبرو شده‌اند. نایک در حال حاضر در حال مبارزه برای «نابود کردن» ان‌اف‌تی‌های غیرمجاز است، و اوپن سی پر از کپی‌ها و مقلدان است. با توجه به اینکه بلاکچین غیرقابل تغییر است، این موضوع سوالات حقوقی جدیدی را ایجاد می‌کند و مشخص نیست شرکت‌ها چگونه این مسئله را مدیریت خواهند کرد. علاوه بر این، شواهد اخیر نشان می‌دهد که بازار ان‌اف‌تی به کلی متوقف شده است.

شرکت‌هایی که به ورود به این فضا فکر می‌کنند باید این را به خاطر بسپارند: وب 3 تفرقه‌انداز است و هیچ تضمینی وجود ندارد. در میان موارد اختلاف زیاد، شکاف اصلی بین افرادی است که به آنچه وب 3 می‌تواند باشد اعتقاد دارند، و منتقدانی که مشکلات زیادی را که همین حالا گریبانگیر آن است، محکوم می‌کنند.

خطای سیستمی: دلایل مخالفت با وب 3

روزهای اولیه یک فناوری، دوران مهیجی است. امکانات بی‌پایان به نظر می‌رسند و تمرکز روی این است که آن فناوری چه کاری می‌تواند انجام دهد، یا طبق گفته خوش‌بین‌ها، چه کاری انجام خواهد داد. من به قدری سن دارم که به یاد دارم گفتمان بی‌قیدوشرطی که توییتر و فیسبوک ممکن می‌ساختند، قرار بود دموکراسی را در سراسر جهان بپاشاند. حالا که هاله اجتناب‌ناپذیر (و سودآور) وب 3 طرفدارانی را جذب می‌کند، مهم است که در نظر بگیریم چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود و تشخیص دهیم چه چیزی از همین حالا اشتباه پیش می‌رود.

آغشته به سفته‌بازی است

شکاکان استدلال می‌کنند که با وجود همه شعارها درباره دموکراتیزه کردن، فرصت‌های مالکیت، و ثروت‌سازی همگانی، وب 3 چیزی بیش از یک اقتصاد عظیم سفته‌بازانه نیست که بیشتر باعث می‌شود برخی افراد ثروتمند از قبل، ثروتمندتر شوند. به راحتی می‌توان فهمید چرا این استدلال منطقی به نظر می‌رسد. 0.01 درصد از ثروتمندترین دارندگان بیت‌کوین، مالک 27 درصد از کل عرضه هستند. معاملات ساختگی (فروش دارایی به خود) و دستکاری بازار هم در بازارهای ارز دیجیتال و هم در بازارهای ان‌اف‌تی گزارش شده است که به طور مصنوعی ارزش را بالا می‌برد و به مالکان اجازه می‌دهد از طریق معاملات ساختگی سکه کسب کنند. در مصاحبه‌ای در پادکست The Dig، گزارشگران ادوارد اونگوسو جونیور و جیکوب سیلورمن کل سیستم را به عنوان یک انتقال ثروت پیچیده به سمت بالا توصیف کردند. رکس وودبری، سرمایه‌گذار، در نشریه آتلانتیک نوشت که وب 3 «مالی‌سازی همه چیز» است (و نه به روش خوب). در سطح دقیق‌تر، مالی وایت، مهندس نرم‌افزار، وب‌سایتی به نام «وب 3 دارد عالی پیش می‌رود» ایجاد کرد، جایی که هک‌ها، کلاهبرداری‌ها و فروپاشی‌های متعدد در دنیای وب 3 را ردیابی می‌کند و بر دام‌های قلمرو بی‌قانون و وحشی غرب تأکید می‌نماید.

ماهیت غیرقابل پیش‌بینی و سفته‌بازانه بازارها ممکن است یک ویژگی باشد نه یک باگ. به گفته دیوید روزنتال، متخصص فناوری، سفته‌بازی روی ارزهای دیجیتال موتوری است که وب 3 را به حرکت درمی‌آورد و بدون آن نمی‌تواند کار کند. او در سخنرانی خود در استنفورد در اوایل سال 2022 گفت: «یک بلاکچین بدون مجوز برای عملکرد به یک ارز دیجیتال نیاز دارد، و این ارز دیجیتال برای عملکرد به سفته‌بازی نیاز دارد.» اساساً او در حال توصیف یک طرح هرمی است: بلاکچین‌ها باید در ازای داوطلب شدن برای قدرت محاسباتی، چیزی به مردم بدهند، و ارزهای دیجیتال این نقش را پر می‌کنند، اما سیستم فقط در صورتی کار می‌کند که افراد دیگر مایل به خرید آنها باشند به این باور که در آینده ارزش بیشتری خواهند داشت. استیون دیهل، متخصص فناوری و منتقد سرسخت وب 3، بلاکچین را با شکوه تمام رد کرد و آن را «تک‌تازی خواند که تنها کاربردش ایجاد طرح‌های سرمایه‌گذاری رمزنگاری مقاوم در برابر سانسور است، اختراعی که پیامدهای منفی و ظرفیت آسیب آن به طرز چشمگیری از هر گونه کاربرد ممکن پیشی می‌گیرد.»

فناوری عملی نیست (و گران است)

سوالات زیادی وجود دارد درباره اینکه آیا وب 3 (یا به عبارتی بلاکچین) به عنوان فناوری‌ای که قرار است دوران بعدی وب را تعریف کند، منطقی است یا نه. گریدی بوچ، دانشمند ارشد مهندسی نرم‌افزار در تحقیقات آی‌بی‌ام، می‌گوید: «چه با فلسفه/اقتصاد پشت ارزهای دیجیتال موافق باشید چه نه، آنها به طور خلاصه یک فاجعه معماری نرم‌افزاری در حال شکل‌گیری هستند.» بوچ در گفتگویی در توییتر اسپیسز توضیح داد که همه فناوری‌ها با دادن و گرفتن همراه هستند، و هزینه یک سیستم بی‌اعتماد (trustless) این است که بسیار ناکارآمد است و فقط می‌تواند چند تراکنش در دقیقه پردازش کند، یعنی مقدار ناچیزی داده در مقایسه با یک سیستم متمرکز مثل خدمات وب آمازون. عدم تمرکز، فناوری را پیچیده‌تر می‌کند و برای کاربران عادی دور از دسترس‌تر می‌سازد، نه ساده‌تر و در دسترس‌تر.

در حالی که می‌توان این مشکل را با افزودن لایه‌های جدیدی که کارها را سرعت می‌بخشند، حل کرد، اما این کار کل سیستم را متمرکزتر می‌کند که هدف را نقض می‌کند. موکسی مارلین اسپایک، بنیان‌گذار برنامه پیام‌رسان رمزنگاری شده سیگنال، اینطور بیان کرد: «هنگامی که یک اکوسیستم توزیع‌شده به خاطر راحتی حول یک پلتفرم متمرکز می‌شود، به بدترین حالت هر دو جهان تبدیل می‌گردد: کنترل متمرکز، اما در عین حال به اندازه کافی توزیع‌شده که در زمان گرفتار شود.»

همین حالا، ناکارآمدی بلاکچین هزینه دارد، به معنای واقعی کلمه. هزینه تراکنش در بیت‌کوین و اتریوم (که آن را کارمزد گاز می‌نامند) می‌تواند از چند دلار تا صدها دلار متغیر باشد. ذخیره یک مگابایت داده در یک دفترکل توزیع‌شده بلاکچینی می‌تواند هزاران یا حتی ده‌ها هزار دلار هزینه داشته باشد، بله، درست خواندید. به همین دلیل است که ان‌اف‌تی که خریدید احتمالاً در واقع روی بلاکچین نیست. کدی که روی زنجیره نشان‌دهنده مالکیت شماست، شامل یک آدرس است به محل ذخیره تصویر اشاره می‌کند. این موضوع می‌تواند باعث مشکلاتی شود و قبلاً هم شده است. مثلاً اگر سروری که تصویر واقعاً روی آن قرار دارد از کار بیفتد، خرید گرانقیمت شما ناپدید می‌شود.

آزار و اذیت را ممکن می‌کند

پتانسیل پیامدهای ناخواسته فاجعه‌بار بسیار واقعی است. مالی وایت می‌نویسد: «در حالی که طرفداران بلاکچین از آینده‌ای برای وب مبتنی بر دفترکل‌های عمومی، ناشناس بودن و غیرقابل تغییر بودن صحبت می‌کنند، آن دسته از ما که به صورت آنلاین مورد آزار قرار گرفته‌ایم، با وحشت نگاه می‌کنیم که بردارهای واضح آزار و اذیت نادیده گرفته می‌شوند، حتی اگر مستقیماً به عنوان ویژگی معرفی نشوند.» اگرچه کیف‌پول‌های رمزنگاری از نظر تئوری ناشناس بودن را فراهم می‌کنند، اما این واقعیت که تراکنش‌ها عمومی هستند به این معناست که می‌توان آنها را به افراد خاصی ردیابی کرد. (اف‌بی‌آی در این کار بسیار خوب است، به همین دلیل است که ارز رمزنگاری برای باندهای تبهکار چندان خوب نیست.) «تصور کنید اگر وقتی نیمی از هزینه غذا را برای همتای خود در تیندر از طریق ونمو می‌فرستید، از آن به بعد آنها می‌توانستند هر تراکنش دیگری را که شما تا به حال انجام داده‌اید ببینند»، از جمله با قرارهای دیگر، درمانگرتان و فروشگاه گوشه خیابان. چنین اطلاعاتی در دست یک همسر سابق آزارگر یا یک آدم تعقیب‌کننده می‌تواند تهدیدکننده زندگی باشد.

غیرقابل تغییر بودن بلاکچین همچنین به این معناست که داده‌ها قابل حذف نیستند. هیچ راهی برای پاک کردن هیچ چیزی وجود ندارد، چه یک پست پشیمان‌کننده باشد و چه پورن انتقامی. غیرقابل تغییر بودن همچنین می‌تواند مشکلات عمده‌ای برای وب 3 در برخی مکان‌ها ایجاد کند، مثل اروپا، جایی که مقررات عمومی حفاظت از داده (GDPR) حق پاک شدن داده‌های شخصی را تثبیت کرده است.

در حال حاضر برای محیط زیست وحشتناک است

تأثیر زیست‌محیطی وب 3 گسترده و عمیقاً مخرب است. می‌توان آن را به دو دسته تقسیم کرد: مصرف انرژی و زباله فناوری، که هر دو محصول معدن‌کاوی هستند. راه‌اندازی شبکه‌ای که به ابررایانه‌هایی متکی است که هر بار می‌خواهید داده‌ای را روی بلاکچین ذخیره کنید برای حل معادلات پیچیده با هم رقابت می‌کنند، انرژی عظیمی می‌برد. همچنین زباله الکترونیکی تولید می‌کند: به گفته روزنتال، بیت‌کوین به ازای هر «تراکنش از نظر اقتصادی معنادار»، به طور متوسط «یک مک‌بوک ایر کامل زباله الکترونیکی» تولید می‌کند، زیرا معدنچی‌ها حجم زیادی سخت‌افزار رایانه‌ای که زود از کار می‌افتند را استفاده کرده و تعویض می‌کنند. تحقیقی که او این ادعا را بر اساس آن مطرح کرده، توسط الکس دی وریس و کریستین استول انجام شده و نشان می‌دهد که زباله الکترونیکی سالانه تولیدشده توسط بیت‌کوین با مقداری که یک کشور به اندازه هلند تولید می‌کند، قابل مقایسه است.

گفتن اینکه آیا و چگونه این مسائل حل خواهند شد، دشوار است، تا حدی به این دلیل که هنوز مشخص نیست آیا وب 3 واقعاً فراگیر خواهد شد. اِوگنی موروزوف، نویسنده حوزه فناوری، می‌گوید بلاکچین فناوری‌ای است که به دنبال یک کاربرد واقعی می‌گردد. «مدل کسب‌وکار بیشتر سرمایه‌گذاری‌های وب 3 به شدت خودارجاع است و از اعتقاد مردم به انتقال اجتناب‌ناپذیر از وب 2.0 به وب 3 تغذیه می‌کند.» تیم اوریلی که اصطلاح «وب 2.0» را برای توصیف وب پلتفرمی اوایل دهه 2000 ابداع کرد، ادعا می‌کند که ما در یک رونق سرمایه‌گذاری شبیه دوران دات‌کام هستیم، پیش از اینکه حباب بترکد. او می‌گوید: «وب 2.0 یک شماره نسخه نبود؛ بلکه ظهور دوباره وب پس از سقوط دات‌کام بود. من فکر نمی‌کنم تا بعد از سقوط ارز رمزنگاری بتوانیم وب 3 را وب 3 بنامیم. چون فقط در آن زمان است که می‌بینیم چه چیزی باقی مانده است.»

اگر این درست باشد، نوآوری هزینه زیادی به همراه خواهد داشت. همانطور که هیلاری آلن، استاد حقوق دانشگاه امریکن که بحران مالی 2008 را مطالعه می‌کند، اشاره می‌کند، سیستم اکنون «شکنندگی‌های نوآوری‌های بانکداری سایه را که منجر به بحران مالی 2008 شد، بازتاب می‌دهد و بزرگ‌نمایی می‌کند.» اگر حباب وب 3 بترکد، می‌تواند افراد زیادی را در سرما رها کند.

روزهای اولیه دوباره تکرار شده است

خب، وب 3 دقیقاً به کدام سمت می‌رود؟ ویتالیک بوترین، هم‌بنیان‌گذار اتریوم، نگرانی‌هایی درباره جهتی که ساخته‌اش گرفته ابراز کرده، اما همچنان خوش‌بین است. او در پاسخی به مارلین اسپایک در صفحه ردیت اتریوم، پذیرفت که بنیان‌گذار سیگنال «نقد درستی از وضعیت فعلی اکوسیستم» ارائه کرده، اما در عین حال تأکید کرد که وب غیرمتمرکز در حال رسیدن است، و آن هم با سرعتی نسبتاً بالا. کاری که الان انجام می‌شود (ایجاد کتابخانه‌های کد) را به زودی برای سایر توسعه‌دهندگان آسان‌تر می‌کند تا روی پروژه‌های وب 3 کار کنند. «من فکر می‌کنم دنیای بلاکچین غیرمتمرکز با احراز هویت مناسب در راه است و بسیار نزدیک‌تر از چیزی است که بسیاری تصور می‌کنند.»

اول اینکه، اثبات کار (سیستمی که ذاتاً ناکارآمد است و بیت‌کوین و اتریوم روی آن اجرا می‌شوند) از مد افتاده است. به جای معدن‌کاوی که انرژی زیادی مصرف می‌کند، تأیید اعتبار به طور فزاینده از کاربرانی می‌آید که برای تأیید تراکنش‌ها خرید می‌کنند (سهمی مالک می‌شوند). اتریوم تخمین می‌زند که به‌روزرسانی به اثبات سهم، مصرف انرژی آن را 99.95 درصد کاهش می‌دهد و در عین حال پلتفرم را سریع‌تر و کارآمدتر می‌کند. سولانا، یک بلاکچین جدیدتر که از اثبات سهم و «اثبات تاریخ» استفاده می‌کند، مکانیزمی که به مهرهای زمانی متکی است، می‌تواند 65,000 تراکنش در ثانیه پردازش کند (در مقایسه با نرخ فعلی اتریوم حدود 15 تراکنش در ثانیه و بیت‌کوین 7 تراکنش) و تقریباً به اندازه دو جستجوی گوگل انرژی مصرف می‌کند، مصرفی که اثرات کربنی آن را جبران می‌نماید.

برخی شرکت‌ها رویکرد ترکیبی به بلاکچین را اتخاذ می‌کنند، که مزایا را بدون محدودیت‌ها ارائه می‌دهد. او به من می‌گوید: «معماری‌های جدید واقعاً جالب زیادی وجود دارند که چیزهای خاصی را روی بلاکچین قرار می‌دهند اما بقیه را نه.» برای نمونه، یک شبکه اجتماعی می‌توانست دنبال‌کنندگان شما و کسانی که دنبال می‌کنید را روی بلاکچین ثبت کند، اما پست‌های شما را نه، و به شما گزینه حذف آنها را بدهد.

مدل‌های ترکیبی همچنین می‌توانند به شرکت‌ها در رعایت مقررات عمومی حفاظت از داده و سایر مقررات کمک کنند. سیندی کامپرت، مائوریتزیو لویینتی و برتراند پورتیه در مقاله سفید آی‌بی‌ام توضیح می‌دهند: «برای رعایت حق حذف، داده‌های شخصی باید در یک بانک اطلاعاتی خارج از زنجیره (off-chain) از بلاکچین جدا و خصوصی نگهداری شوند و فقط مدارک آنها (هش رمزنگاری‌شده) در معرض زنجیره قرار گیرد.» به این ترتیب، داده‌های شخصی را می‌توان مطابق با مقررات عمومی حفاظت از داده حذف کرد بدون اینکه بر زنجیره تأثیر بگذارد.

خوشبختانه یا بدبختانه، مقررات در راه است، به آرامی، و فصل بعدی وب 3 را تعریف خواهد کرد. چین همراه با الجزایر، بنگلادش، مصر، عراق، مراکش، عمان، قطر و تونس، ارزهای دیجیتال را به طور کامل ممنوع کرده است. اروپا در حال بررسی مقررات زیست‌محیطی است که بلاکچین‌های اثبات کار را محدود یا ممنوع می‌کند. در ایالات متحده، دولت بایدن در مارس 2022 فرمان اجرایی صادر کرد که دولت فدرال را به بررسی مقررات ارزهای دیجیتال راهنمایی می‌کند.

با توجه به اینکه هنوز بخش زیادی از وب 3 در حال بحث و بررسی است، این شرط‌بندی همچنان پرریسک و پاداش‌دهنده است. برخی شرکت‌ها و بخش‌ها نسبت به دیگران انگیزه بیشتری دارند تا شانس خود را امتحان کنند، به ویژه آنهایی که در دوران‌های قبلی وب به خاطر جا ماندن سوخته‌اند. تصادفی نیست که یک شرکت رسانه‌ای مثل تایم به فرصت‌های وب 3 علاقه‌مند است، بعد از اینکه وب 2 مدل کسب‌وکارش را نابود کرد. سایر سازمان‌ها، مثل نایک و ان‌بی‌ای که قبلاً تجربه عرضه‌های محدود و کالایی کردن لحظات را دارند، ممکن است به سادگی متوجه شده باشند که مدل کسب‌وکارشان به راحتی با وب 3 جفت می‌شود. سایر کسب‌وکارها مسیر روشنی نخواهند داشت.

ادعاهای سر به فلک کشیده شده درباره وب 3، مبنی بر اینکه اینترنت را تصاحب می‌کند، سیستم مالی را زیر و رو می‌کند، ثروت را بازتوزیع می‌کند، و وب را دوباره دموکراتیک می‌کند، باید با کمی شک و تردید در نظر گرفته شوند. ما قبلاً همه اینها را شنیده‌ایم و دیده‌ایم که دوره‌های قبلی شیدایی وب 3 چگونه از بین رفته است. اما این به این معنا نیست که باید کاملاً آن را کنار گذاشت. شاید رونق کند، شاید سقوط کند، اما به هر حال به شکلی از آن با آن زندگی خواهیم کرد. اینکه چه نسخه‌ای، و اینکه شرکت شما چگونه پاسخ می‌دهد، می‌تواند آینده اقتصاد دیجیتال و ظاهر زندگی آنلاین را برای دوران بعدی اینترنت تعیین کند. فعلاً، آن آینده هنوز در دسترس است. به هر حال، هیچ چیز اجتناب‌ناپذیر نیست.


حکایت‌های هشداردهنده از سرزمین رمزنگاری

مصاحبه توماس استکپول با مالی وایت

ناگهان، به نظر می‌رسد وب 3 همه جا هست. پول، هیاهو، و نام، همه باعث می‌شود به نظر برسد وب 3 به ناچار به عنوان موضوع بزرگ بعدی خواهد آمد. اما آیا واقعاً اینطور است؟ و آیا اصلاً ما می‌خواهیم که اینطور باشد؟

با رسیدن هیاهو به اوج خود، منتقدان شروع به هشدار درباره پیامدهای ناخواسته و نادیده گرفته شده یک وب با ستون فقرات بلاکچینی کرده‌اند. و در حالی که طرفداران وب 3 روی آنچه آینده اینترنت می‌تواند باشد تمرکز می‌کنند، شکاکانی مثل مالی وایت، توسعه‌دهنده نرم‌افزار و ویرایشگر ویکی‌پدیا، روی مشکلات بسیار واقعی همین حالا و اینجا تمرکز دارند.

وایت وب‌سایت «وب 3 دارد عالی پیش می‌رود» را ایجاد کرد، یک خط زمانی که کلاهبرداری‌ها، هک‌ها، خالی کردن فرش از زیر پا، ورشکستگی‌ها، معاملات پنهانی و سایر نمونه‌های مشکلات وب 3 را ردیابی می‌کند. HBR به صورت ایمیلی با وایت درباره چیزهایی که مردم درباره وب 3 نمی‌شنوند، چگونگی بدتر شدن آزار و اذیت اینترنتی توسط بلاکچین، و اینکه چرا کل پروژه ممکن است «یک کلاهبرداری عظیم باشد که بنزین روی سیاره نیمه‌سوز ما می‌ریزد» صحبت کرد. این مصاحبه به طور جزئی ویرایش شده است.

شما خیلی شفاف می‌گویید که هیچ سهم مالی در وب 3 ندارید، چه به نفع آن و چه به ضرر آن. پس چه چیزی باعث شد پروژه خود را شروع کنید و درباره مشکلات وب 3 بنویسید؟

مالی وایت: اواخر سال 2021 بود که واقعاً متوجه تغییر عظیمی در طرز صحبت مردم درباره ارز رمزنگاری شدم. به جای اینکه عمدتاً برای سرمایه‌گذاری‌های سفته‌بازانه توسط افرادی استفاده شود که حاضر بودند ریسک زیادی را در ازای امید به بازدهی هنگفت بپذیرند، مردم شروع به صحبت درباره این کردند که کل وب به سمت خدماتی خواهد رفت که با استفاده از بلاکچین ساخته می‌شوند. همه یک کیف‌پول رمزنگاری خواهند داشت و همه این پروژه‌های جدید مبتنی بر بلاکچین را برای شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدیویی، جوامع آنلاین و غیره خواهند پذیرفت.

این تغییر توجه من را جلب کرد، زیرا تا آن زمان ارز رمزنگاری همیشه برای من احساس نسبتاً «داوطلبانه‌ای» داشت. قبلاً حتی برای مهندسان نرم‌افزار هم فناوری نسبتاً طاقت‌فرسایی بود، و به نظر می‌رسید اکثر افرادی که به صورت مالی با آن درگیر می‌شدند، نسبت به ریسک‌های نوسان آگاهی نسبتاً خوبی داشتند. آن دسته از ما که نمی‌خواستیم با ارز رمزنگاری کاری داشته باشیم، به سادگی می‌توانستیم پولی در آن نگذاریم.

وقتی ارز رمزنگاری شروع به بازاریابی به عنوان چیزی کرد که همه باید با آن درگیر شوند، و وقتی پروژه‌ها شروع به تلاش برای جذب مخاطبان گسترده‌تر و معمولی‌تر کردند، اغلب افرادی که به نظر نمی‌رسید فناوری یا ریسک‌های مالی را درک کنند، من بسیار نگران شدم. بلاکچین‌ها برای بسیاری از موارد کاربردی که به عنوان «وب 3» توصیف می‌شوند (و شاید بتوان گفت برای بیشتر آنها)، اصلاً مناسب نیستند. و من نگرانی‌های زیادی درباره پیامدهای استفاده از آنها به این روش دارم. من همچنین تعداد بسیار زیادی از پروژه‌های رمزنگاری و وب 3 را دیدم که به طرز وحشتناکی پیش می‌رفتند: افرادی که ایده‌های پروژه‌ای فوق‌العاده نسنجیده ارائه می‌دادند و افراد و شرکت‌ها به طور یکسان پول زیادی را به خاطر کلاهبرداری‌ها، هک‌ها و خطای کاربر از دست می‌دادند.

در نمونه‌هایی که جمع‌آوری کرده‌اید، برخی از اشتباهات یا برداشت‌های غلط رایجی که در تلاش شرکت‌ها برای راه‌اندازی پروژه‌های وب 3 می‌بینید، چه هستند؟ چه ان‌اف‌تی باشند و چه چیز دیگر؟

احساس غالب من این است که پروژه‌های وب 3 به نظر می‌رسد راهکاری در جستجوی یک مشکل باشند. اغلب به نظر می‌رسد سازندگان پروژه می‌دانستند که می‌خواهند به نوعی بلاکچین را وارد کار کنند و سپس به دنبال مشکلی گشتند که بتوانند با بلاکچین حل کنند، بدون اینکه زیاد فکر کنند که آیا این فناوری مناسبی برای حل آن است، یا حتی اصلاً آن مشکل با فناوری قابل حل است یا نه.

کیک‌استارتر شاید بارزترین نمونه این موضوع بود: اواخر سال گذشته آنها اعلامیه‌ای منتشر کردند که باعث ناراحتی بسیاری از کاربرانشان شد، مبنی بر اینکه قصد دارند پلتفرم خود را به طور کامل روی یک بلاکچین بازسازی کنند. در مصاحبه‌ای برای توضیح این تصمیم، شان لیو، مدیر ارشد عملیاتی، به شدت این حس را القا کرد که او اصلاً نمی‌داند چرا پلتفرم خود را اینطور از نو پیاده‌سازی می‌کنند؛ اینکه چه مشکلات حاکمیتی می‌خواهند حل کنند، یا چرا یک بلاکچین در حل آنها مؤثر خواهد بود.

شرکت‌ها همچنین به نظر می‌رسد پروژه‌های ان‌اف‌تی را بدون تحقیق زیاد درباره اینکه این پروژه‌ها برای سایر شرکت‌های حوزه خود چگونه پیش رفته، اعلام می‌کنند. ما به اندازه کافی اعلامیه‌های ان‌اف‌تی توسط استودیوهای بازی ویدیویی دیده‌ایم که چنان بد پیش رفته که آنها تصمیم گرفته‌اند ظرف چند روز یا حتی چند ساعت تصمیم خود را معکوس کنند. و با این حال به نوعی یک شرکت بازی جدید این کار را می‌کند و بعد از واکنش منفی نسبت به ردپای کربن قابل توجه ان‌اف‌تی‌ها یا این احساس که آنها فقط یک کلاهبرداری هستند، شگفت‌زده می‌شود. همین موضوع برای سازمان‌های به ظاهر دوستدار محیط زیست که ان‌اف‌تی اعلام می‌کنند نیز صادق است، حتی در برخی موارد پروژه‌هایی که کاملاً بر محیط زیست متمرکز هستند، مثل صندوق جهانی حیات وحش، که سعی کرد یک سری ان‌اف‌تی با کربن کمتر راه‌اندازی کند و شکست خورد.

من قاطعانه معتقدم شرکت‌ها ابتدا باید مشکلی را که می‌خواهند حل کنند شناسایی و تحقیق کنند، و سپس فناوری مناسب برای انجام آن را انتخاب کنند. آن فناوری‌ها ممکن است آخرین اصطلاحات روز نباشند، و ممکن است باعث نشوند سرمایه‌گذاران خطرپذیر از هر سوراخی بیرون بیایند، اما انتخاب فناوری‌ها با این رویکرد در درازمدت معمولاً بسیار موفق‌تر است، حداقل اگر فرض کنیم هدف اصلی واقعاً حل یک مسئله است نه جذب پول سرمایه‌گذاران خطرپذیر.

یکی از بحث‌های شگفت‌انگیز (حداقل برای من) که شما مطرح می‌کنید این است که وب 3 می‌تواند فاجعه‌ای برای حریم خصوصی باشد و مشکلات عظیمی در حوزه آزار و اذیت ایجاد کند. چرا؟ و آیا به نظر می‌رسد شرکت‌هایی که وب 3 را می‌پذیرند از این موضوع آگاه هستند؟

بلاکچین‌ها غیرقابل تغییر هستند، یعنی وقتی داده ثبت شد، دیگر نمی‌توان آن را حذف کرد. این ایده که از بلاکچین‌ها برای ذخیره داده‌های تولیدشده توسط کاربر برای خدماتی مثل شبکه‌های اجتماعی استفاده شود، پیامدهای عظیمی برای ایمنی کاربران دارد. اگر کسی از این پلتفرم‌ها برای آزار و اذیت دیگران استفاده کند، مثل انتشار اسناد خصوصی (doxing)، پورن انتقامی، بارگذاری تصاویر سوءاستفاده جنسی از کودکان، یا انجام هر یک از کارهای بسیار جدی دیگری که پلتفرم‌ها معمولاً با تیم‌های تعدیل محتوا سعی در خنثی کردن آنها دارند، محافظت‌هایی که می‌تواند به کاربران ارائه شود بسیار محدود است. همینطور برای کاربرانی که آثار هنری را سرقت ادبی می‌کنند، اسپم می‌فرستند، یا مطالب حساس مثل اسرار تجاری را به اشتراک می‌گذارند. حتی کاربری که خودش چیزی را پست می‌کند و بعد تصمیم می‌گیرد که آن را به صورت آنلاین نداشته باشد، مجبور است آن را به طور نامحدود در زنجیره نگه دارد.

بسیاری از بلاکچین‌ها همچنین رکورد بسیار عمومی از تراکنش‌ها دارند: هر کسی می‌تواند ببیند که یک شخص تراکنشی انجام داده و جزئیات آن تراکنش را. از نظر تئوری، حریم خصوصی از طریق نام مستعار فراهم می‌شود، کیف‌پول‌ها با رشته‌ای از کاراکترها شناسایی می‌شوند که ذاتاً به یک شخص متصل نیستند. اما از آنجایی که احتمالاً برای بیشتر تراکنش‌های خود از یک کیف‌پول استفاده خواهید کرد، خصوصی نگه داشتن آدرس کیف‌پول می‌تواند هم چالش‌برانگیز باشد و هم کار زیادی ببرد، و اگر این چشم‌انداز آینده از همه‌جاگیری ارز رمزنگاری محقق شود، احتمالاً فقط چالش‌برانگیزتر خواهد شد. اگر آدرس کیف‌پول یک شخص مشخص باشد و او از زنجیره محبوبی مثل اتریوم برای تراکنش استفاده کند، هر کس دیگری می‌تواند تمام تراکنش‌هایی را که انجام داده ببیند.

تصور کنید اگر به یک قرار اول می‌رفتید، و وقتی پول نصف وعده غذایی خود را به آنها پس می‌دادید، از آن به بعد آنها می‌توانستند هر تراکنش دیگری را که شما تا به حال انجام داده‌اید ببینند، نه فقط تراکنش‌های عمومی روی برنامه‌ای برای انتقال پول نقد، بلکه هر تراکنشی: صورت‌حساب‌های نیم‌نیم شده با همه قرارهای قبلی‌تان، آن انتقال ماهانه به درمانگرتان، بدهی‌هایی که پرداخت می‌کنید (یا نمی‌کنید)، خیریه‌هایی که به آنها کمک می‌کنید (یا نمی‌کنید)، مبلغی که در حساب بازنشستگی می‌گذارید (یا نمی‌گذارید). چه می‌شد اگر می‌توانستند موقعیت فروشگاه گوشه خیابان نزدیک آپارتمان شما را ببینند که شما اینقدر مکرراً ساعت 10 شب برای بستنی گرفتن به آنجا می‌روید؟ و این همچنین برای همسران سابق، اعضای خانواده از خود رانده، کارفرمایان احتمالی، یا هر تعداد از طرفین خارجی که علاقه‌مند به جمع‌آوری داده‌های شما و استفاده از آنها برای هر هدفی که دوست دارند، قابل مشاهده خواهد بود. اگر شما تحت تعقیب بودید، یا یک رابطه آزاردهنده را ترک کرده بودید، یا هدف آزار و اذیت بودید، جزئیات ریز زندگی شما درست همانجا وجود دارد.

برخی بلاکچین‌ها وجود دارند که سعی می‌کنند این نوع جزئیات را برای اهداف حریم خصوصی مبهم کنند. اما در اینجا دادن و گرفتن وجود دارد: در حالی که شفافیت می‌تواند آزار و اذیت را ممکن کند، ویژگی‌هایی که دستیابی به حریم خصوصی در یک سیستم بی‌اعتماد را ممکن می‌سازند، همچنین جرایم مالی مثل پولشویی را نیز ممکن می‌کنند. همچنین استفاده از آن ارزها (و تبدیل آنها به اشکال سنتی پول) بسیار دشوار است. تکنیک‌های مختلفی وجود دارد که افراد می‌توانند برای تلاش برای ناشناس ماندن استفاده کنند، اما معمولاً به مهارت فنی و کار زیادی از سوی کاربر برای حفظ آن ناشناس ماندن نیاز دارند.

به نظر می‌رسد این دیدگاه تقریباً به طور کامل از گفتگو غایب است. به نظر شما چرا اینطور است؟

من فکر می‌کنم بسیاری از شرکت‌ها چندان به پتانسیل سوءاستفاده از فناوری فکر نکرده‌اند. من تعجب می‌کنم از اینکه هر چقدر آن را مطرح می‌کنم، شخصی که با او صحبت می‌کنم اعتراف می‌کند که هرگز به ذهنش خطور نکرده است.

وقتی پتانسیل سوءاستفاده پذیرفته می‌شود، یک احساس بسیار رایج در فضای وب 3 وجود دارد که این مشکلات اساسی فقط مسائل جزئی هستند که می‌توان بعداً آنها را برطرف کرد، بدون اینکه اذعان شود که آنها ویژگی‌های ذاتی فناوری هستند که به راحتی پس از وقوع قابل تغییر نیستند. من معتقدم انتشار محصولات بدون هیچ توجه آشکاری به این بردار از ریسک کاربر کاملاً غیرقابل قبول است، و بنابراین وقتی شرکت‌ها آن دیدگاه را اتخاذ می‌کنند شوکه می‌شوم.

یکی از محورهای اصلی تبلیغ طرفداران وب 3 این است که بلاکچین می‌تواند وب را دموکراتیک کند (یا دوباره دموکراتیک کند) و منابع جدید ثروت و فرصت را فراهم آورد، حتی بانکداری برای افراد بدون حساب بانکی. نظر شما در این باره چیست؟

این یک تبلیغ قانع‌کننده است، این را قبول دارم. اما ارز رمزنگاری تاکنون در گرفتن ثروت از افراد معمولی یا محروم مالی و «بازتوزیع» آن به کسانی که از قبل ثروتمند بودند، فوق‌العاده موفق بوده است. استدلال‌هایی که دیده‌ام درباره اینکه ناگهان همین فناوری قرار است ثروت را دموکراتیک کند، فوق‌العاده غیرقانع‌کننده بوده است. فضای نوظهور ارز رمزنگاری بسیار ضعیف نظارت می‌شود، به ویژه بخش‌های جدیدتر آن مربوط به امور مالی غیرمتمرکز. برای من دشوار است آینده‌ای را ببینم که در آن فناوری ضعیف نظارت‌شده با مشوق‌های مالی انحرافی ذاتی، به طور جادویی به سیستم‌های عادلانه‌تر و در دسترس‌تر منجر شود.

در مورد «بانکداری برای افراد بدون حساب بانکی» و دموکراتیزه کردن وب، مردم در دامی افتاده‌اند که متخصصان فناوری بارها و بارها در آن افتاده‌اند: تلاش برای حل مشکلات اجتماعی صرفاً با فناوری. مردم به خاطر یک شکست فناوری بدون حساب بانکی نیستند. مردم به دلایل مختلف به خدمات بانکی دسترسی ندارند: آنها پول لازم برای باز کردن حساب بانکی را ندارند، مدارک قانونی ندارند، به یک بانک فیزیکی یا اتصال اینترنت یا موبایل دسترسی ندارند، یا به خاطر سطوح بالای فساد در سیستم‌های مالی یا قضایی خود به بانک‌ها اعتماد ندارند.

اینها مشکلاتی نیستند که بتوانند صرفاً از طریق افزودن یک بلاکچین حل شوند. در واقع، راهکارهای ارز رمزنگاری موانع بیشتری هم معرفی می‌کنند: مهارت فنی و سطح شیوه‌های امنیتی لازم برای محافظت از یک کیف‌پول رمزنگاری، دانش و زمان برای تلاش برای تشخیص پروژه‌های کلاهبرداری از پروژه‌هایی که سعی دارند قانونی باشند، فقدان حمایت از مصرف‌کننده در صورت بروز مشکل برای صرافی که شما دارایی خود را در آن نگهداری می‌کنید، و دشواری بیشتر در معکوس کردن کلاهبرداری وقتی اتفاق می‌افتد.

از دیدگاه من، جاهایی که ارز رمزنگاری کار خوبی انجام داده (و من آشکارا اذعان می‌کنم که کار خوبی هم انجام داده) عمدتاً موقعیت‌هایی بوده که در آنها کاستی‌های عظیم اجتماعی و سیاسی وجود دارد، و هر جایگزینی بهتر از چیزی است که وجود دارد. برای نمونه، برخی افراد با موفقیت از ارز رمزنگاری برای ارسال حواله برای افراد تحت رژیم‌های سرکوبگر استفاده کرده‌اند. این مثال‌ها نسبتاً محدود هستند، و این واقعیت که کار کرده به نظر می‌رسد عمدتاً به این دلیل است که ارز رمزنگاری به طور گسترده به کار گرفته نشده تا آن رژیم‌ها سعی کنند در آن دخالت کنند.

با توجه به همه اینها، به نظر شما جذابیت فرهنگی وب 3 چیست؟

بحث ایدئولوژیک برای وب 3 بسیار قانع‌کننده است، و من شخصاً بسیاری از همان آرمان‌ها را دارم. من به تلاش برای یک سیستم مالی عادلانه‌تر و در دسترس‌تر، ایجاد توزیع عادلانه‌تر ثروت در جامعه، حمایت از هنرمندان و خالقان، تضمین حریم خصوصی و کنترل بر داده‌های شخصی، و دموکراتیک کردن دسترسی به وب باور راسخ دارم. اینها همه چیزهایی هستند که پروژه‌های وب 3 ادعا می‌کنند که سعی در حل آنها دارند.

من فقط فکر نمی‌کنم ایجاد فناوری‌های مبتنی بر ارزهای دیجیتال و بلاکچین راه‌حل این مشکلات باشد. این فناوری‌ها موانع مالی می‌سازند، آنها را نمی‌شکنند. آنها سعی می‌کنند لایه‌ای از مالی‌سازی را به هر کاری که انجام می‌دهیم وارد کنند که من احساس می‌کنم از بسیاری جهات بدتر از سیستم‌های موجودی است که سعی در جایگزینی آنها دارند. این مسائل اجتماعی هستند، نه فناوری، و راه‌حل‌ها در تغییرات اجتماعی و سیاسی پیدا خواهند شد.

آیا اصلاً HBR باید این مجموعه مقاله درباره وب 3 را منتشر کند؟ آیا ما داریم وارد چرخه هیاهو می‌شویم یا آن را تقویت می‌کنیم؟

من فکر می‌کنم ما به راحتی از مرحله «نادیده بگیر و امیدوار باش از بین برود» ارز رمزنگاری عبور کرده‌ایم. خودم می‌دانم که اواخر سال گذشته تصمیم گرفتم از آن مرحله عبور کنم. من فکر می‌کنم بهترین کاری که روزنامه‌نگارانی که درباره رمزنگاری گزارش می‌دهند می‌توانند در این مرحله انجام دهند این است که سؤالات دشوار بپرسند، تا جایی که می‌توانند به دنبال کارشناسان بگردند، و سعی نکنند فریب تبلیغات مثبت را بخورند.

ارز رمزنگاری و وب 3 در سطوح بسیاری پیچیده هستند، فناوری، اقتصادی، جامعه‌شناختی، قانونی، به طوری که برای هر شخص منفرد دشوار است که درباره همه مسائل گزارش دهد، اما افراد فوق‌العاده شایسته‌ای وجود دارند که رمزنگاری را از طریق هر یک از این لنزها بررسی کرده‌اند و آن سؤالات دشوار را می‌پرسند.

یکی از بزرگترین شکست‌های رسانه در گزارش درباره ارز رمزنگاری، بازچاپ غیرانتقادی اظهارات طرفداران ارز رمزنگاری با تأمل اندک در مورد مشروعیت یا امکان‌پذیری آن اظهارات بوده است. لازم نیست اینطور باشد. این به آن معنا نیست که باید یک استاندارد دوگانه هم وجود داشته باشد، من فکر می‌کنم بیشتر، اگر نه همه، شکاکان ارز رمزنگاری از عقب‌راندن و ویرایش انتقادی آنچه می‌گویند و می‌نویسند استقبال می‌کنند، هرچند فکر می‌کنم انگیزه مالی برای شکاک بودن به رمزنگاری در مقایسه با انگیزه خوش‌بینی به آن، ناچیز است.

کوین روس اخیراً در «راهنمای دیرآمدگان به رمزنگاری» در نیویورک تایمز یکشنبه پیشنهاد کرد که در دوران وب 2.0، شکاکان اولیه مقصر بدی‌های رسانه‌های اجتماعی بودند. من در مقابل می‌گویم که به آنها فرصت داده نشد به اندازه‌ای که می‌خواستند با صدای بلند شکایت کنند، و آنهایی که آنها را شنیدند گوش نکردند، یا حداقل به طور معناداری بر اساس آنچه شنیدند عمل نکردند. شاید فرصتی وجود دارد که تاریخ تکرار نشود.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.