پیشبینی 570 کارشناس درباره آینده کار (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسندگان: نیکی دریس، یوست لویکس و فیلیپ روگیرز
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
«فناوری برای ما فرود روی ماه، کامپیوتر شخصی و گوشی هوشمند را به ارمغان آورده است؛ چه برسد به لولهکشی داخل ساختمان و ماشین لباسشویی»، یک خوشبین میگوید. «چرا باید جلوی پیشرفت را بگیریم؟ ما باید سرعت آن را بیشتر کنیم، نه اینکه آن را متوقف یا محدود کنیم. هوش مصنوعی و رباتیک ما را به عصر وفور میبرند؛ جایی که همه ثروتمندتر میشوند و کارهای سخت را ماشینها برایمان انجام میدهند.»
یک شکاک پاسخ میدهد: «بیایید خیلی جلوتر از واقعیت حرکت نکنیم. پنجاه سال است که روزنامهها میگویند رباتها قرار است شغلها را از ما بگیرند؛ اما این اتفاق نیفتاده و حالا هم نخواهد افتاد. فناوریهای جدید مثل هوش مصنوعی البته بهرهوری و کارایی را افزایش میدهند، که در نهایت به رشد اقتصادی و ایجاد شغلهای جدید و بهتر برای انسانها منجر میشود.»
یک بدبین وارد بحث میشود: «این بار فرق دارد. نباید فراموش کنیم که انقلابهای صنعتی قبلی اگرچه پیشرفت فناوری به همراه داشتند، اما تأثیرات شدیدی هم بر شرایط کار و زندگی کارگران گذاشتند که سالها ادامه داشت. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم شرکتهای بزرگ از اتوماسیون برای کاهش هزینه نیروی کار استفاده نخواهند کرد؛ با نیروی کاری از رباتها و الگوریتمها که شبانهروز کار میکنند، نه استراحت میخواهند، نه شکایت میکنند و نه بیمار میشوند. آنچه نیاز داریم، رشد اقتصادی بیشتر نیست، بلکه کاهش رشد است.»
در این میان چه کسی درست میگوید: خوشبین، شکاک یا بدبین؟ و شما شخصاً به کدام سناریو بیشتر باور دارید؟
مرتبسازی باورها درباره آینده کار
این دو پرسش محور اصلی مطالعه اخیر ما بودند. برای پاسخ به آنها، ابتدا ۴۸۵ مقاله منتشرشده در روزنامههای بلژیک طی پنج سال گذشته را بررسی کردیم؛ مقالاتی که در آنها کارشناسان جهانی درباره آینده کار پیشبینیهایی ارائه داده بودند. تحلیل این مقالات نشان داد که سه گروه مشخص بیشترین نقش را در شکلدهی به این بحث در رسانهها دارند: کارآفرینان فناوری (مانند ایلان ماسک)، اساتید اقتصاد (مانند دیوید آتور از MIT) و نویسندگان پرفروش و روزنامهنگاران برجسته (مانند دیوید فرین، نویسنده کتاب «امتناع از کار»).
ما دریافتیم که درون هر یک از این گروهها، توافق بالایی درباره آینده کار وجود دارد، اما بین گروهها اختلاف نظر چشمگیری دیده میشود. نکته جالب این بود که سیاستگذاران، سیاستمداران، نمایندگان اتحادیهها و مدیران منابع انسانی تقریباً در این بحثها غایب بودند.
در ادامه، ۵۷۰ کارشناس از حوزههای فناوری، اقتصاد و نویسندگی و روزنامهنگاری را شناسایی کردیم؛ هم از طریق شبکههای شخصی و هم از طریق فهرستهای گسترده مدیران عامل و خبرنگاران در بلژیک. سپس بر اساس پیشبینیهای مطرحشده در رسانهها، سناریوهایی درباره آینده کار طراحی کردیم (مشابه مثالهای ابتدای مقاله، اما با جزئیات بیشتر) و از آنها خواستیم احتمال وقوع هر سناریو را ارزیابی کنند. نتایج نشان داد که همه کارشناسان تمایل داشتند سناریوهای نزدیک به دیدگاه گروه خودشان را محتملتر بدانند.
در گام بعدی، از آنها خواستیم برای هر پیشبینی مشخص کنند که چه زمانی احتمال وقوع آن را میدهند و با چه میزان اطمینان. همانطور که انتظار میرفت، خوشبینها وقوع تحولات مثبت را در آینده نزدیک پیشبینی میکردند، بدبینها نتایج منفی را قریبالوقوع میدانستند و شکاکها معتقد بودند بسیاری از این پیشبینیها یا هرگز اتفاق نمیافتند یا در آیندهای بسیار دور رخ خواهند داد. با فرض اینکه هر گروه بخشی از واقعیت را در اختیار دارد، میانگین این پیشبینیها را محاسبه کرده و آنها را در قالب یک خط زمانی ترکیب کردیم تا به تصویری نسبتاً نگرانکننده از «اجماع» درباره آینده کار برسیم.
خط زمانی پیشبینیهای آینده کار
وقتی از این ۵۷۰ کارشناس خواسته شد احتمال وقوع پیشبینیهای مطرحشده توسط کارآفرینان فناوری، اقتصاددانان و روزنامهنگاران را رتبهبندی کنند، به یک مسیر زمانی مشترک از رویدادهای محتمل رسیدند.

منبع: Nicky Dries، Joost Luyckx و Philip Rogiers، مقاله «تصور آینده (دور) کار»، Academy of Management Discoveries، 2024
در نهایت، از این سه گروه خواستیم یک آزمون شخصیت را نیز تکمیل کنند که شامل پرسشهایی درباره دوران کودکی، ارزشها و باورهای فعلی آنها بود. نتایج نشان داد که کارآفرینان فناوری بهشدت خوشبین هستند، اقتصاددانان بیش از هر چیز به عقلانیت تکیه دارند و نویسندگان و روزنامهنگاران نگرشی بدبینانهتر دارند و معتقدند بسیاری از تصمیمات در پشت درهای بسته و توسط صاحبان قدرت گرفته میشود.
به بیان ساده، در دادههای ما کارآفرینان فناوری نماینده خوشبینها، اقتصاددانان نماینده شکاکها و نویسندگان و روزنامهنگاران نماینده بدبینها بودند.
برای پیچیدهتر شدن موضوع، تحلیل ما نشان داد که هر سه گروه عمیقاً به درستی دیدگاه خود باور دارند و پیشبینیهای دیگران را نادرست یا حتی مضحک میدانند. برای مثال، اقتصاددانان اغلب نویسندگان پرفروش را «فاجعهگرا» و کارآفرینان فناوری را «اغراقکننده» خطاب میکنند. آنها بهویژه با ایده «کاهش رشد اقتصادی» مخالفاند و آن را نوعی فقر نهادینهشده میدانند.
در مقابل، نویسندگان و روزنامهنگاران نمیتوانند درک کنند چرا سایر گروهها محدودیتهای رشد اقتصادی را، بهویژه در شرایط تغییرات اقلیمی و نابرابری جهانی، جدی نمیگیرند. کارآفرینان فناوری نیز خود را تنها گروهی میدانند که صلاحیت اظهارنظر درباره فناوریهای پیشرفته را دارند و معتقدند دیگران، بهویژه سیاستمداران، درک درستی از این حوزه ندارند.
چرا درباره آینده کار اختلاف نظر وجود دارد
بهطور کلی، اعضای هر یک از این گروههای کارشناسی بهسختی میتوانستند درک کنند که چگونه دیگران دیدگاههای متفاوتی درباره آینده کار دارند. از نگاه آنها، پیشبینیهای خودشان بر پایه دادههای عینی، آمار، روندهای تاریخی و تحقیقات علمی استوار بود؛ پس چگونه ممکن است کسی با آن مخالفت کند؟
پاسخ روشن است: هر یک از این کارشناسان در یک حوزه تخصصی خاص آموزش دیدهاند که مجموعهای از قواعد، مفروضات و نگاه ویژه خود را نسبت به جهان دارد. علاوه بر این، در هر رشته تعریف متفاوتی از «شواهد معتبر» وجود دارد؛ چیزی که در علوم کامپیوتر معتبر محسوب میشود، ممکن است در اقتصاد یا علوم سیاسی کاملاً متفاوت باشد.
این کارشناسان معمولاً با افرادی از حوزههای مشابه خود تعامل دارند، در کارگاهها و کنفرانسهای مرتبط شرکت میکنند و گزارشهایی را مطالعه میکنند که چارچوب فکری همان حوزه را تقویت میکند. نتیجه این روند، شباهت زیاد دیدگاهها درون هر رشته و تفاوت چشمگیر بین رشتههاست. همین موضوع توضیح میدهد که چرا این گروهها بهسختی میتوانند دیدگاه یکدیگر را درک کنند.
وقتی نتایج این پژوهش را برای دیگران توضیح میدهیم، معمولاً با شوخی میگوییم: «ما نمیتوانیم آینده کار را پیشبینی کنیم، اما میتوانیم پیشبینی شما را پیشبینی کنیم.» در ارائهها، مخاطبان اغلب وقتی متوجه میشوند الگوی فکری حوزه خودشان تقریباً عیناً بازتولید شده، میخندند. برخی مدیران هم اشاره میکنند که «اینها کاملاً شبیه اقتصاددانها هستند» یا «اینها طرفدار کاهش رشد اقتصادیاند.»
اگرچه این دستهبندیها ممکن است افراد را از هم جدا نشان دهد، اما در عمل باعث میشود افراد با ذهنی بازتر به حرف یکدیگر گوش دهند و گفتوگوی سازندهتری شکل بگیرد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از چالشهای آینده کار، مانند ظهور احتمالی هوش مصنوعی بسیار پیشرفته یا رباتهایی با مهارتهای حرکتی دقیق، نیازمند همکاری میانرشتهای هستند.
همانطور که این مطالعه نشان میدهد، کارشناسان حوزههای مختلف معمولاً برداشتهای متفاوتی از ریسکها و فرصتهای آینده دارند. و تحقیقات نیز نشان داده است که پذیرش عدمقطعیت و در نظر گرفتن سناریوهای مختلف، برای برنامهریزی استراتژیک بلندمدت ضروری است.
آینده همان چیزی است که ما میسازیم
یافتههای این پژوهش ممکن است در فضای امروز که گاهی از آن با عنوان «پساتحقیقت» یاد میشود، بحثبرانگیز به نظر برسد. آیا این یعنی هیچ واقعیت عینیای وجود ندارد، همهچیز نسبی است و تخصص معنا ندارد؟ پاسخ ما منفی است. آنچه این مطالعه نشان میدهد این است که چون آینده هنوز شکل نگرفته، نمیتوان با قطعیت گفت چه کسی درباره آینده کار درست میگوید.
در واقع، آینده همان چیزی خواهد بود که ما آن را میسازیم. از نگاه ما، سناریوهایی که توسط خوشبینها، شکاکها و بدبینها مطرح میشود، همگی از نظر نظری امکانپذیر هستند. بنابراین پرسشهایی مانند «آیا هوش مصنوعی مشاغل زیادی را از بین میبرد؟» چندان دقیق نیستند. اینکه چنین اتفاقی بیفتد یا نه، به تصمیمهایی بستگی دارد که انسانها در سالهای پیشرو خواهند گرفت.
در نتیجه، سؤال درست این نیست که «آینده کار چگونه خواهد بود؟» بلکه این است که «ما میخواهیم آینده چگونه باشد؟». این تغییر نگاه، بحث درباره آینده کار را از یک موضوع صرفاً پیشبینیپذیر به حوزهای مرتبط با ارزشها، سیاست، ایدئولوژی و تخیل تبدیل میکند. همچنین نشان میدهد که این بحث در سالهای آینده احتمالاً حتی قطبیتر هم خواهد شد؛ چرا که آنچه برای یک نفر آرمانشهر است، برای دیگری ممکن است یک کابوس باشد.
پس از امروز چه کاری میتوانید انجام دهید؟ اول اینکه هر زمان درباره آینده کار مطلبی میشنوید یا میخوانید، فقط به خود پیشبینی توجه نکنید، بلکه ببینید چه کسی آن را مطرح میکند و چرا. چه منافعی پشت این دیدگاه وجود دارد؟ آن فرد چه نوع جامعهای را مطلوب میداند و این دیدگاه چه سودی برای او دارد؟
دوم اینکه، آینده مطلوب شما چیست و از چه آیندهای میترسید؟ در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت چه اقداماتی باید انجام دهیم یا متوقف کنیم تا به سناریوهای مطلوب نزدیکتر شویم و از سناریوهای نامطلوب فاصله بگیریم؟ چگونه میتوان از رسیدن به نقاط غیرقابل بازگشت جلوگیری کرد، مثلاً در حوزههایی مانند تغییرات اقلیمی یا هوش مصنوعی بسیار پیشرفته؟
و سوم، از جایگاه فعلی خود چه میزان قدرت و نفوذ دارید؟ چه نوع اثرگذاریهایی در اختیار شما نیست؟ آیا میتوانید با افرادی که منابع نفوذ مکمل دارند و دیدگاه مشابهی درباره آینده مطلوب دارند، همکاری کنید؟
بر اساس یافتههای این پژوهش، از همه شهروندان، سیاستگذاران، مدیران و رهبران کسبوکار دعوت میکنیم که وارد گفتوگوی عمومی درباره آینده کار شوند تا این آینده در چارچوبی اجتماعی و دموکراتیک شکل بگیرد. آینده همان چیزی است که ما میسازیم.
نکات کلیدی
دیدگاههای متفاوت. کارآفرینان فناوری عمدتاً خوشبیناند، اقتصاددانان نگاه محتاطانه دارند و روزنامهنگاران بیشتر به سمت بدبینی گرایش دارند.
سوگیری تخصصی. هر گروه پیشبینیهای خود را محتملتر میداند، زیرا تحت تأثیر چارچوب فکری و شواهد حوزه تخصصی خود است.
آینده نامعین است. آینده از پیش تعیین نشده و به انتخابها و ارزشهای جامعه بستگی دارد.
دعوت به اقدام. افراد و سیاستگذاران باید با مشارکت فعال در گفتوگوهای اجتماعی، در شکلدهی به آینده نقش ایفا کنند.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.