چرا اهداف ESG برای عملکرد مالی اهمیت حیاتی دارند (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسندگان: مارک آر. کرامر (Mark R. Kramer) و مارک دبلیو. پفیتر (Marc W. Pfitzer)
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
چکیده
مشکل
با وجود توجه فزاینده به مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG)، به طرز شگفتآوری تعداد کمی از شرکتها پیشرفت معناداری در اجرای تعهدات خود دارند.
ریشه مشکل
بیشتر شرکتها عوامل ESG را در راهبرد داخلی و تصمیمات عملیاتی خود ادغام نمیکنند و تقریباً هیچ توضیحی به سرمایهگذاران ارائه نمیدهند که بهبود عملکرد ESG چگونه بر سودآوری شرکت تأثیر میگذارد.
راه حل
مسائل ESG مرتبط با کسبوکار خود را شناسایی کنید. هنگام تصمیمگیریهای راهبردی، مالی و عملیاتی، تأثیرات ESG را در نظر بگیرید. با ذینفعان همکاری کنید، نقشهای سازمانی را بازطراحی نمایید، و رویکرد جدید خود را با سرمایهگذاران در میان بگذارید.
در سالهای اخیر، پیشرفت چشمگیری در استانداردسازی و اندازهگیری عملکرد شرکتها بر اساس معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) حاصل شده است. همچنین علاقه سرمایهگذاران به شرکتهایی که در عملکرد ESG امتیاز بالایی کسب میکنند یا به نظر میرسد اهداف ESG را جدی گرفتهاند، افزایش یافته است. با این حال، به طرز شگفتآوری تعداد کمی از شرکتها پیشرفت معناداری در اجرای تعهدات ESG خود دارند. از 2,000 شرکت جهانی که توسط اتحاد رتبهبندی جهانی ردیابی میشوند، بیشتر آنها اهداف پایداری صریحی ندارند، و از میان آنهایی که دارند، تعداد بسیار کمی در مسیر دستیابی به آنها قرار دارند. حتی شرکتهایی که پیشرفت میکنند، در بیشتر موارد، صرفاً تغییرات آهسته و تدریجی را بدون تغییرات بنیادین راهبردی و عملیاتی لازم برای تحقق توافقنامه پاریس یا اهداف توسعه پایدار سازمان ملل ایجاد میکنند.
اگر شرکتها عوامل ESG را در راهبرد داخلی و تصمیمات عملیاتی خود ادغام نکنند و با سرمایهگذاران درباره اینکه بهبود عملکرد ESG چگونه بر سودآوری شرکت تأثیر میگذارد ارتباط برقرار نکنند، در این صورت ادعاهای آنها درباره پیشرفت در اهداف پایداری، در بهترین حالت، صرفاً روابط عمومی است و در بدترین حالت، انحراف عمدی از مسیر اصلی.
چند شرکت از جمله شرکت ساختمانی سوئدی بوکلوک؛ انل، شرکت برق ایتالیایی؛ دیسکاوری، بیمه مستقر در آفریقای جنوبی؛ مارز رایگلی، بخش شیرینی و آدامس مارز؛ و غول صنعت غذا، نستله، پایداری را با اتصال عملکرد مالی و اجتماعی در راهبرد و عملیات خود ادغام میکنند. این مقاله یک فرایند شش مرحلهای ارائه میدهد که سایر شرکتها میتوانند از آن برای ادغام کامل عملکرد ESG در مدلهای اصلی کسبوکار خود استفاده کنند.
مشکل سیستمهای جداگانه
طی بیش از 20 سال تحقیق و کار روی مسائل پایداری با شرکتهای فورچون 100 در سراسر جهان، دریافتهایم که وقتی سیستم سنجش و پاسخگویی برای عملکرد ESG کاملاً از سیستمی که سودآوری را تعریف و قیمت سهام را مشخص میکند، جدا باشد، رهبران نسبت به وابستگی متقابل بین این دو نوع عملکرد کور میشوند. در واقع، توجه فزاینده به گزارشدهی ESG، در بیشتر موارد، نحوه تصمیمگیری شرکتها در مورد راهبرد و سرمایهگذاری را تغییر نداده است. همچنین به آشکار شدن تنشها و فرصتهایی که از درک چگونگی تأثیر عملکرد ESG بر سودآوری شرکت ناشی میشود، کمکی نکرده است. در نتیجه، بیشتر شرکتها هنوز با پایداری به عنوان یک فکر بعدی رفتار میکنند، مسئلهای مربوط به شهرت، مقررات و گزارشدهی، نه به عنوان یک مؤلفه ضروری از راهبرد شرکت. تصمیمگیریهای تخصیص سرمایه و بودجه عملیاتی همچنان به روشهایی انجام میشود که منجر به آسیبهای اجتماعی و زیستمحیطی میشود، در حالی که شرکتها به بودجههای ناچیز مسئولیت اجتماعی شرکتی، امور خیریه و روابط عمومی متکی هستند تا به طور گذشتهنگر مشکلات ناشی از آن تصمیمات را ترمیم یا منحرف کنند.
اعلامیه اکسون موبیل را در نظر بگیرید که هدف خود را «همسو با» توافقنامه پاریس با کاهش تأثیر زیستمحیطی عملیاتش اعلام کرد. در همان زمان، این شرکت قصد دارد به سرمایهگذاری سنگین در میادین جدید نفت و گاز ادامه دهد. سیستمهای رتبهبندی ESG موجود به شرکت اجازه میدهد فقط انتشار گازهای گلخانهای ناشی از عملیات داخلی خود را گزارش دهد، بدون اینکه پیامدهای زیستمحیطی نفت و گازی که میفروشد را در نظر بگیرد. بر اساس این معیار ناقص، اکسون موبیل در میان نزدیک به 30,000 شرکت در رتبهبندیهای اجماع ESG، در یکچهارم بالایی قرار میگیرد. تعهد پرمخاطب 15 میلیارد دلاری آن به راهکارهای کمکربن، درآمد 256 میلیارد دلاری سال 2019 را نادیده میگیرد که کاملاً به سوختهای فسیلی وابسته بود و این شرکت را به پنجمین تولیدکننده بزرگ گازهای گلخانهای در سیاره تبدیل میکند. به طور خلاصه، نه تأثیر عظیم اکسون موبیل بر کره زمین و نه دوراهی وجودی پیش روی آینده اقتصادی شرکت، به طور کامل در رتبهبندی ESG منعکس نمیشود و در تصمیمات راهبردی مدیریت لحاظ نمیگردد.
یا تایسون فودز، تولیدکننده مرغ، گوشت گاو و خوک را در نظر بگیرید. در سال 2016، تایسون متعهد شد انتشار گازهای گلخانهای خود را تا سال 2030 به میزان 30 درصد کاهش دهد، اما از آن زمان، انتشار گازهای گلخانهای آن به طور متوسط سالانه 3 درصد افزایش یافته است. تحلیل ما نشان میدهد که تایسون نمیتواند پیشبینیهای مالی خود را محقق کند و همزمان به اهداف اعلام شده ESG خود نیز دست یابد. تایسون تنها نیست. شرکتهای بیشماری تعهدات ESG را انجام دادهاند که با واقعیتهای تجاری ناسازگار است، و تا زمانی که معیارهای ESG و گزارشگری مالی از هم جدا باشند، این ناسازگاریها ادامه خواهد داشت.
اگر شرکتها قرار است فراتر از ظاهرسازی صرف حرکت کنند، رهبران باید با تناقضهای بین سود و منافع اجتماعی روبرو شوند، همافزاییها را بپذیرند، و تغییرات جسورانه مورد نیاز برای تحقق واقعی اهداف توافقنامه پاریس و 17 هدف توسعه پایدار سازمان ملل را ایجاد کنند.
بیایید نگاهی دقیق به فرایند شش مرحلهای برای انجام این کار بیندازیم.
1. شناسایی مسائل ESG مرتبط با شرکت شما
نقطه شروع خوب، مراجعه به فهرست هیئت استانداردهای پایداری بینالمللی (ISSB) از مسائل مادی ESG بر اساس صنعت است که به عنوان «عوامل حاکمیتی، پایداری یا اجتماعی تعریف میشود که احتمال دارد وضعیت مالی یا عملکرد عملیاتی کسبوکارها را در یک بخش خاص تحت تأثیر قرار دهند.»
در برخی موارد، ارتباط بین مسائل مادی ESG و عملکرد مالی ساده و مستقیم است. بدیهی است که بخش عمده درآمد اکسون موبیل از استفاده مشتریانش از سوختهای فسیلی ناشی میشود، حتی اگر این شرکت در گزارش پایداری خود، انتشار گازهای گلخانهای ناشی از مشتریان را گزارش نمیکند. مهمترین مسئله برای دیسکاوری، یک شرکت بیمه عمر و سلامت جهانی، سلامت مشتری است که مستقیماً بر عملکرد مالی آن تأثیر میگذارد. اما بر خلاف اکسون موبیل، دیسکاوری رو در رو با ارتباط بین این مسائل روبرو میشود. این شرکت از مجموعه پیچیدهای از پاداشها برای تشویق مشترکان خود (افراد و افراد تحت تکفل آنها) به انجام رفتارهای سالمتر مانند ورزش بیشتر، رژیم غذایی بهتر و چکاپ منظم استفاده میکند. هزینه مشوقها، اثربخشی آنها در تغییر رفتار، و تأثیر تغییرات رفتار بر هزینههای پزشکی و نتایج سلامت را ردیابی مینماید.
دیسکاوری از این رویکرد برای بهینهسازی مستمر رابطه بین سلامت مشتری و سودآوری شرکت استفاده میکند. این شرکت سرمایهگذاریهای متعددی انجام داده است که آن را از سایر بیمههای عمر و سلامت متمایز میکند، مانند دادن اپل واچ رایگان به مشتریان خود که شرکت را قادر میسازد فعالیت فیزیکی را از راه دور نظارت کند و روزانه بیش از 11 میلیون ثبت فعالیت ورزشی مشتری را پیگیری نماید. ترویج سلامت مشتری به عنوان یک مؤلفه اصلی از راهبرد شرکت، موقعیت رقابتی منحصربهفردی ایجاد کرده و گسترش جهانی دیسکاوری و سودآوری برتر آن را نسبت به سایر بیمهها تغذیه کرده است. مطالعات علمی دقیق توسط رند، جانز هاپکینز و دیگران نشان داده است که هزینههای پزشکی مشترکان بیمه سلامت دیسکاوری در مقایسه با بیمهشدگان رقبای محلی 15 درصد کمتر است و امید به زندگی مشتریان بیمه عمر دیسکاوری 10 سال بیشتر است.
در صنایع دیگر، ارتباط بین تأثیر اجتماعی و زیستمحیطی اقدامات یک شرکت و سود ممکن است پیچیدهتر باشد. در بخش غذا و نوشیدنی، ارزش غذایی محصولات فروخته شده یک مسئله مادی واضح و مستقیم است. آنچه کمتر قابل مشاهده است، عملیات تأمینکنندگان مواد اولیه کالایی است که میتواند 50 درصد یا بیشتر از کل هزینههای مالی را تشکیل دهد. کالاهای کشاورزی مانند آنهایی که مارز رایگلی استفاده میکند، اغلب از کشاورزان خردهپا در آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیا تأمین میشوند. در حالی که این کالاها مزیت هزینه قابل توجهی نسبت به کالاهای تأمینشده از کشاورزان تجاری بزرگ مقیاس در کشورهای توسعهیافته دارند و برای کشاورزان خردهپا درآمد ایجاد میکنند، اما روشهای کشاورزی کمتر پیشرفتهای که استفاده میشود، مسائل اجتماعی و زیستمحیطی نگرانکنندهای را ایجاد میکند، از جمله کار کودکان، کمبود آب و جنگلزدایی که تغییرات اقلیمی را تسریع میکند.
مارز رایگلی به طور سیستماتیک ردپای کربن و شدت آب محصولاتی را که در سراسر جهان خریداری میکند، همراه با درآمد کشاورزان، ردیابی میکند. چالش آن حفظ مزیت هزینه با تأمین از کشورهای کمدرآمد و در عین حال کاهش فقر و آسیبهای زیستمحیطی است. به کارگیری این رویکرد در تأمین نعناع از کشاورزان خردهپا در هند، برای مثال، منجر به افزایش 26 درصدی درآمد کشاورزان و کاهش 48 درصدی در مصرف آب ناپایدار شده است، در حالی که به شرکت اجازه میدهد مزیت هزینه قابل توجهی را حفظ کند.
2. بر راهبرد خود تمرکز کنید، نه بر گزارشدهی
بزرگترین تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی هر شرکتی، نتیجه انتخابهای راهبردی بنیادین خواهد بود، نه بهبودهای تدریجی عملیاتی. استارتآپها که گرفتار گذشته نیستند، اغلب با بازاندیشی در مدلهای کسبوکار صنعت در پرتو دانش فعلی، مزیتهای راهبردی پیدا میکنند. حدود 30 سال پیش، زمانی که دیسکاوری برای اولین بار وارد بازار بیمه شد، از روشهایی که رژیم غذایی و رفتار بر سلامت تأثیر میگذارد، برای ابداع یک مدل کسبوکار سودآورتر استفاده کرد که بر خلاف مدل رقبای معتبرتر بیمه سلامت بود. در تلاش برای بهرهگیری از نگرانی مصرفکنندگان در مورد تغییرات اقلیمی، تسلا از نرمافزار و فناوری جدید برای اختراع اولین خودروی الکتریکی محبوب استفاده کرد. اما بسیاری از شرکتهای دیرپا هنوز با مدلهای کسبوکاری فعالیت میکنند که دههها، حتی قرنها پیش، زمانی که رهبران از تأثیر کسبوکار خود بر شرایط اجتماعی و محیط زیست بیاطلاع بودند یا معمولاً آن را نادیده میگرفتند، توسعه یافتهاند. آنها فقط در لحظه آخر به مسائل ESG واکنش نشان میدهند و بنابراین در موقعیت ضعیفی برای رقابت در جهانی هستند که تأثیر اجتماعی و زیستمحیطی، ارزش سهامداران را هدایت میکند.
تقریباً همه شرکتهای خودروسازی فعلی، پس از دههها تمرکز بر بهبود تدریجی عملکرد مایل بر گالن خودروهای خود یا کاهش انتشار کارخانههایشان، اکنون در تلاش برای رسیدن به تقاضای خودروهای الکتریکی هستند. این دقیقاً همان نوع تغییر راهبردی در هسته مدل کسبوکار است که شرکتها در هر صنعتی باید انجام دهند، و به سرعت.
بهترین راه برای اطمینان از اینکه شرکت شما به چالشهای اجتماعی و زیستمحیطی مادی خود میپردازد، کنار گذاشتن تمرکز بر تغییرات کوچک و بهبودهای گزارشدهی و در عوض، شناسایی و دنبال کردن فرصتهای تازه و جسورانه است. با این سؤال بنیادین روبرو شوید که چگونه مدل کسبوکار خود را بازآفرینی میکنید و شرکت خود را با ایجاد نتایج مثبت اجتماعی و زیستمحیطی در راهبردتان، از رقبا متمایز میسازید. ارائه یک راهبرد رقابتی واضح و قانعکننده برای ایجاد ارزش مشترک، اینکه چگونه موفقیت مالی را به گونهای دنبال خواهید کرد که منافع اجتماعی نیز به همراه داشته باشد، در مقایسه با بهبودهای حاشیهای در معیارهای ESG، وزن بسیار بیشتری نزد سرمایهگذاران خواهد داشت.
3. بهینهسازی شدت تأثیر سود
شرکتها به جای تکیه صرف بر تحلیلهای هزینه/فایده مرسوم و محاسبات نرخ بازده داخلی برای تصمیمگیری در مورد بودجه و هزینههای سرمایهای، باید استفاده از معادلاتی را آغاز کنند که اثرات اولیه اجتماعی و زیستمحیطی عملیات خود را در نظر میگیرد. «شدت تأثیر سود» رابطه بین سود یک شرکت و مهمترین تأثیر مثبت یا منفی آن بر مسائل ESG است. برای شرکت برق انل، مسئله اصلی تأثیر زیستمحیطی ردپای عملیاتی آن است، که به این معناست که شرکت باید تصمیمات سرمایهگذاریای بگیرد که سود به ازای هر تن CO2 منتشر شده را بهینه کند. برای نستله، نگرانیهای اصلی ارزش غذایی محصولاتش و اثرات ESG تأمین از کشاورزان خردهپا است. این شرکت ممکن است سود تولید شده به ازای هر میکروگرم ارزش غذایی در محصولاتش و هزینه مواد خام را نسبت به درآمد کشاورز و تأثیر زیستمحیطی در تأمین خود، بهینه کند. و برای بوکلوک، یک سرمایهگذاری مشترک بین اسکانسکا و ایکیا، مزیت اجتماعی اولیه از گسترش دسترسی به مسکن مقرونبهصرفه و جذاب در مناطق شهری ناشی میشود. تا 40 درصد از پروژههای آن به انجمنهای مسکن اجتماعی فروخته میشود. این نتیجه چارچوب تصمیمگیری است که سود را به سقفهای قیمتی خاصی که انجمنها و سایر خریداران باید بپردازند، متصل میکند.
طراحی محصول، دسترسی به محصول، و ردپای عملیاتی سه حوزهای هستند که شرکتها باید فرایندهای تصمیمگیری داخلی خود را از تمرکز صرف بر بازده مالی به سمت تحلیل پیچیدهتری که پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی را نیز در بر میگیرد، تغییر دهند. رابطه ریاضی بین تغییرات در عوامل زیستمحیطی یا اجتماعی و تغییرات حاصل در سود باید به چارچوب راهنمای تصمیمگیری در همه سطوح شرکت تبدیل شود. نتایج احتمالاً به انتخابهایی منجر میشود که به طور قابل توجهی متفاوت هستند و نه تنها عملکرد ESG را بهبود میبخشند، بلکه به تغییر موقعیت شرکت به روشهایی که عملکرد مالی را نیز بهبود میبخشند، کمک میکنند.
طراحی محصول
نستله از دیرباز نگران ارزش غذایی محصولات خود بوده و تا سال 2007، همان نوع تغییرات تدریجی و کوچک را در کاهش محتوای نمک، چربی و شکر انجام میداد که سایر شرکتهای بزرگ صنعت غذا و نوشیدنی نیز انجام میدادند. اما از سال 2007، نستله شروع به اتصال مسئله مادی تغذیه به راهبرد و طراحی محصولات جدید خود کرد. این موضوع شرکت را بر آن داشت تا سالانه بیش از یک میلیارد دلار در تحقیقات برای توسعه «داروغذاها»، مکملهای تغذیهای با مزایای سلامت قابل اندازهگیری سرمایهگذاری کند. این محصولات که نه از طریق فروشگاههای مواد غذایی، بلکه در داروخانهها فروخته میشوند یا در بیمارستانها تجویز شده و توسط بیمهگرها بازپرداخت میگردند، رشد بخش تغذیه و علوم بهداشتی نستله را به حرکت درآوردهاند. اکنون این بخش سریعترین رشد را دارد و سودآورترین بخش شرکت است که بیش از 14 میلیارد دلار فروش دارد.
برای انل، که محصول اصلی آن برق است، تغییر به سمت یک جهان کمکربن فرصتهای محصول جدیدی ایجاد کرده است. انل اکنون خدمات مدیریت انرژی را به مشتریان خود ارائه میدهد: به صاحبان خانه در کاهش مصرف برق کمک میکند، با کسبوکارها برای بهینهسازی عملیات ناوگان خودروهای الکتریکی همکاری میکند، و شهرها را در ساخت زیرساختها به روشهایی که مصرف انرژی را به طور مداوم به حداقل برساند و گزینههای شارژ برای خودروهای الکتریکی فراهم کند، راهنمایی مینماید.
شرکتهایی که پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی کسبوکار خود را مستقیماً به مدلهای کسبوکار و انتخابهای راهبردی خود متصل نمیکنند، هرگز به تعهدات ESG خود به طور کامل عمل نخواهند کرد. تایسون فودز به گسترش فروش گوشت گاو به عنوان موتور اصلی سود برای رسیدن به اهداف مالی خود ادامه خواهد داد، حتی اگر گوشت گاو بیشترین میزان انتشار گازهای گلخانهای به ازای هر تن پروتئین را در میان تمام محصولات این شرکت تولید کند. اگر تایسون در مورد بهینهسازی سود و کاهش قابل توجه انتشار گازهای گلخانهای جدی بود، باید تغییر چشمگیری در راهبرد ایجاد میکرد و سرمایهگذاری بیشتری روی جایگزینهای گوشت گیاهی و سلولی انجام میداد، راهبردی که انتشار گازهای گلخانهای آن را به شدت کاهش میدهد و با رشد و بلوغ بخش گوشت گیاهی، به طور بالقوه سود آن به ازای هر تن پروتئین تولید شده را افزایش میدهد.
دسترسی به محصول
هدف بوکلوک، توسعه سودآور مسکن کممصرف است که معلمان، پرستاران و سایر کارگران کمدرآمد بتوانند آن را بخرند یا اجاره کنند. بوکلوک از تحلیل دقیق حقوق افراد، هزینه زندگی و هزینههای ماهانه معمول به عنوان معیاری برای سقف قیمت فروش خود استفاده میکند. ساخت خانهها در کارخانه هم هزینه مسکن و هم انتشار کربن تولید شده در طول ساخت و ساز را کاهش میدهد. در نظر گرفتن دسترسی و مقرونبهصرفه بودن در تصمیمات سرمایهگذاری آن، بر انتخابهای آن تأثیر زیادی گذاشته است، مانند همکاری با شهرداریها در سوئد، فنلاند، نروژ و بریتانیا برای خرید زمین. پاداش آن فرصت بازاری جدید و به سرعت در حال گسترش است: از زمان ایجاد مدل مسکن صنعتی مقرونبهصرفه خود در سال 2010، بوکلوک 14,000 خانه ساخته است و در عین حال به طور معمول از کسبوکار ساختوساز سنتی اسکانسکا بر اساس بازده سرمایه به کار گرفته شده، عملکرد بهتری دارد.
ردپای عملیاتی
انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تولید برق، همراه با مصرف انرژی مشتریانش، مهمترین مسئله برای انل است. بنابراین انل 48 میلیارد یورو طی سه سال در تولید برق تجدیدپذیر، ارتقاء برای بهبود کارایی شبکه توزیع خود، و فناوریهای جدید صرفهجویی در انرژی برای کاربران نهایی سرمایهگذاری کرده است. این سرمایهگذاریها به انل کمک میکند وابستگی خود به نیروگاههای زغال سنگ را از 10 درصد در سال 2021 به تنها 1 درصد تا سال 2023 کاهش دهد. آنها همچنین سود به ازای هر تن CO2 منتشر شده را به طور چشمگیری افزایش میدهند و انتشار را از 214 گرم CO2 به 148 گرم CO2 در هر کیلووات ساعت کاهش میدهند و در عین حال نرخ رشد سالانه مرکب EBITDA را بین 5 تا 6 درصد به سهامداران ارائه میدهند.
همانطور که قبلاً اشاره شد، یک مسئله اصلی برای مارز رایگلی، ردپای تأمین کالاهای آن است. بنابراین این شرکت به طور سیستماتیک معیارهای عملکرد پایه را برای اقلیم، آب، زمین، درآمد اختصاصی جنسیتی و حقوق بشر در سراسر هر یک از کالاهای خود تعیین میکند. هر کالا ردپای متفاوتی دارد: برای کاکائو، بحرانیترین عوامل ESG فقر کشاورز و جنگلزدایی است. برای محصولات لبنی، استفاده از زمین و آب مهم است. مسائل حتی در یک کالای خاص نیز متفاوت است: شکر یک عنصر کلیدی در محصولات مارز رایگلی است، اما اگر از چغندر تأمین شود، بزرگترین ملاحظه مصرف آب است، در حالی که تأمین از نیشکر مسائل فقر و حقوق بشر را ایجاد میکند.
اگر مارز رایگلی عوامل اجتماعی و زیستمحیطی تأمینکنندگان را نادیده میگرفت، تلاش برای به حداکثر رساندن سود به ناچار آن را به سمت خرید از کشاورزان خردهپایی سوق میداد که بدترین تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی را دارند، زیرا شیوههای کار و محیط زیست معمولاً با کشاورزی پیشرفتهتر و پرهزینهتر بهبود مییابند. خرید کالاهای گرانتر از کشاورزان تجاری بزرگ مقیاس ممکن است عملکرد ESG شرکت را بهبود بخشد، اما این کار همچنین هزینههای آن را افزایش میدهد و کاری برای کاهش فقر خردهپایان و تخریب محیط زیست ناشی از شیوههای کشاورزی آنها انجام نمیدهد. ادغام عوامل پایداری در فرایند تدارکات خود، مارز رایگلی را قادر ساخته است مزیت هزینه را حفظ کند و با انجام سرمایهگذاریهای دقیقاً کالیبره شده در کمک به کشاورزان کوچک، جوامع و شرکای زنجیره تأمین برای تغییر شیوههای خود، فقر و آسیب به محیط زیست را کاهش دهد.
4. همکاری برای اجتناب از قربانیکردن سود در مقابل منافع اجتماعی
راهحلهای برد-برد که هم منافع اجتماعی و هم سود را بهبود میبخشند، به راحتی قابل پذیرش هستند، اما بیشتر شرکتها وقتی با موقعیتهای دشواری روبرو میشوند که نیاز به قربانی کردن سود برای بهبود عملکرد اجتماعی یا زیستمحیطی دارد، در نیمه راه میمانند. با این حال، اغلب میتوان با همکاری با سایر ذینفعان از چنین موقعیتهای دشواری اجتناب کرد. در واقع، بسیاری از اهرمهایی که بر شدت تأثیر سود شرکت تأثیر میگذارند، تنها توسط چند ذینفع خارجی کنترل میشوند.
برشدهندگان نیشکر در آمریکای لاتین برای دههها به صورت نقدی بر اساس وزن نیشکری که بریدهاند، حقوق دریافت میکردهاند. سرعت کار برشدهندگان تعیین میکند که در یک روز چقدر مسافت را طی میکنند، اما وزن نیشکری که میبرند به عواملی خارج از کنترل آنها بستگی دارد، مانند نوع نیشکر کاشته شده، شیوههای آبیاری و کوددهی و آب و هوا. سرپرستان تیم که به طور سنتی حقوق برشدهندگان را پرداخت میکنند، در میزان پرداختی به هر کارگر اختیار کامل دارند و هیچ کنترلی برای اطمینان از دریافت حق هر کارگر وجود ندارد. نتیجه این است که بسیاری از برشدهندگان دستمزدی بسیار کمتر از حداقل دستمزد قانونی دریافت میکنند. یک پروژه آزمایشی در حال انجام شامل آسیابهای نیشکر، خریداران و سازمانهای غیردولتی محلی راهی برای رسیدگی به این مسائل یافته است: این راهحل حداقل دستمزد روزانه را با غرامت اضافی بر اساس مقدار بریده شده ترکیب میکند. پرداختهای دیجیتال مستقیماً به تلفنهای همراه برشدهندگان منتقل میشود تا اطمینان حاصل شود که آنها به سرعت دستمزد خود را دریافت میکنند. این اقدامات با هم میتوانند دستمزد برشدهندگان را تا 25 درصد افزایش دهند و در عین حال هزینه نیشکر را برای آسیابها کمتر از 5 درصد افزایش دهند، که انتظار میرود بیشتر آن در طول زمان از طریق بهرهوری جبران شود.
انل با نوع متفاوتی از همکاری به موفقیت دست یافت. این شرکت برای تغییر از سوخت فسیلی به انرژی تجدیدپذیر به استعدادهای مهندسی در سطح جهانی نیاز داشت، اما با استعدادترین مهندسان محیط زیست نمیخواستند برای یک شرکت برق کار کنند که هنوز به شدت به سوخت فسیلی متکی بود. بنابراین شرکت به جمعسپاری روی آورد. این شرکت بیش از 170 مورد از دشوارترین مشکلات فنی خود را در پلتفرم دیجیتال Open Innovability خود منتشر کرده است که به 500,000 «حل کننده فعال» از بیش از 100 کشور دسترسی دارد. تا کنون، آنها حدود 7,000 راه حل برای آن چالشها پیشنهاد کردهاند. مهندسان انل آنها را ارزیابی میکنند و یا جوایز نقدی به برندگان اهدا میکنند یا با آنها سرمایهگذاری مشترک ایجاد میکنند.
برای مثال، تغییر به سمت انرژی تجدیدپذیر تا حدی به باتریهایی با ظرفیت کافی برای هموارسازی نوسانات برق تولید شده توسط خورشید و باد برای یک شهر کامل بستگی دارد. این یک چالش بزرگ است زیرا ظرفیت ذخیرهسازی باتریهای امروزی به شدت محدود و بسیار گران است. با رایجتر شدن خودروهای الکتریکی، باتریهای خودروهای الکتریکی میتوانند برای ذخیره انرژی و تأمین آن در مواقع نیاز استفاده شوند. استفاده از تنها 5 درصد از انرژی ذخیره شده در باتریهای خودرو میتواند شبکه برق را برای یک شهر کامل متعادل کند. انل ایده را داشت اما نرمافزار مورد نیاز برای اجازه دادن به باتریها برای تأمین برق شبکه را نداشت. یک استارتآپ شش نفره مستقر در دلاور از طریق پلتفرم Open Innovability از این فرصت مطلع شد و راهحل نرمافزاری را ارائه داد.
همکاری با سایر ذینفعان، خواه شرکتها، دولتها یا سازمانهای غیردولتی، به درجه جدیدی از اعتماد و همکاری میانبخشی نیاز دارد. بازی مقصر دانستن یکدیگر برای مشکلات اجتماعی یا زیستمحیطی باید جای خود را به مشارکتی بدهد که در آن همه از یک دستور کار مشترک حمایت کنند. در این فرایند، نتایج مثبت با سود سازگار میشوند و معیارهای پایه، راهبردها و سرمایهگذاریها به طور مشترک توسعه مییابند.
5. بازطراحی نقشهای سازمانی
با وجود توجه فزاینده به عملکرد ESG، بیشتر شرکتها برای تغییر نقشها و ساختارهای سازمانی خود به منظور ادغام پایداری در عملیات، کار چندانی انجام ندادهاند. بخشهای مسئولیت اجتماعی شرکتی معمولاً بسیار کوچک هستند و در تصمیمات راهبردی و عملیاتی نقشی ندارند. آنها عمدتاً بر روابط ذینفعان و دولت، امور خیریه و گزارشدهی ESG تمرکز میکنند. اما اگر قرار است معیارهای ESG در تصمیمات کلیدی ادغام شوند، افرادی با تخصص پایداری باید در هنگام اتخاذ تصمیمات راهبردی و عملیاتی بر سر میز باشند.
انل این تغییر را ایجاد کرده است. وظایف نوآوری و پایداری آن تحت عنوان «مدیر ارشد نوآوری و پایداری (Chief Innovability Officer)» ترکیب شده است. این مدیر مسئول نظارت بر تیمی از افراد از هر بخش است تا اطمینان حاصل کند همه تصمیمگیریها شامل یک تحلیل پایداری است. مارز رایگلی نقش ترکیبی «مدیر ارشد تدارکات و پایداری» را ایجاد کرد. بوکلوک و اسکانسکا نیز به طور مشابه موقعیت معاون رئیس اجرایی را برای نظارت بر پایداری و نوآوری ایجاد کردند.
انگیزهها نیز باید هماهنگ شوند. طرحهای غرامت باید پاداش عملکرد را نه تنها برای اهداف مالی بلکه برای اهداف اجتماعی و زیستمحیطی نیز تشویق کند. برخی پاداشهای مرتبط با ESG به گونهای طراحی میشوند تا حتی در صورت افزایش انتشار یا بدتر شدن آسیبهای زیستمحیطی نیز قابل اعطا باشند. بدیهی است که این مشوقها را بیاثر میکند. شرکتهایی که اهداف ESG را جدی میگیرند، اطمینان حاصل میکنند که بخش قابل توجهی از پاداش مدیران به دستیابی به آنها وابسته است. در مارز، 300 رهبر ارشد شرکت بر اساس موفقیت خود در دستیابی به اهداف مالی و کاهش انتشار با اهمیت برابر در یک دوره سه ساله، غرامت تشویقی بلندمدت دریافت میکنند. و مسترکارت اخیراً غرامت تشویقی را برای همه کارمندان اعلام کرده است که شامل معیارهای عملکردی حول سه مسئله مادی است: انتشار کربن، شمول مالی و برابری جنسیتی.
6. همراه کردن سرمایهگذاران
شرکتها باید راهبردهای خود را برای بهبود شدت تأثیر سود به سرمایهگذاران توضیح دهند، تعهدات خود را برای دستیابی به اهداف مشخص ابلاغ کنند و به طور عمومی در مورد پیشرفت خود گزارش دهند. تشریح چگونگی ادغام تأثیر اجتماعی مثبت در مدل کسبوکار شرکت، در مقایسه با رتبهبندیهای ناقص و ناسازگار ESG، تأثیر بسیار بیشتری بر سرمایهگذارانی که به اهداف آب و هوایی و اهداف توسعه پایدار اهمیت میدهند، خواهد داشت.
برای نمونه، نستله که برای بیش از یک دهه به طور پیوسته شکر، نمک و چربی را در سراسر سبد محصولات خود کاهش میدهد، تنها در سال 2018 به سرمایهگذاران افشا کرد که این غذاهای سالمتر نرخ رشد سریعتر و حاشیه سود بالاتری نسبت به محصولات سنتی دارند. انل نیز مدتها است که تغییر خود به سمت انرژی تجدیدپذیر را در گزارشهای پایداری خود شرح میدهد و به تلاشهای خود برای پیشبرد اهداف توسعه پایدار سازمان ملل افتخار میکند، اما تنها در نوامبر 2019 بود که برای اولین بار ارزش مالی ایجاد شده توسط مدل کسبوکار تجدیدپذیر را در ارائه روز بازار سرمایه انل به سرمایهگذاران برجسته کرد. در سه ماه بعد، زمانی که بیشتر سهام به دلیل همهگیری کووید-19 سقوط کرد، قیمت سهام انل تقریباً 24 درصد افزایش یافت، تغییری که مدیریت آن را به این تغییر در راهبرد ارتباطی نسبت میدهد. اگر شرکتها مزایای مالی بهبودهای ESG خود را به وضوح برای سرمایهگذاران خود توضیح ندهند، ارزش آن تلاشها را در قیمت سهام خود منعکس نخواهند دید.
ما نمیتوانیم مسیری را که امروز در آن هستیم ادامه دهیم، مسیری که در آن اقدامات اجتماعی و زیستمحیطی شرکتها، مداخلات پس از وقوع و جداشده از راهبرد و تصمیمگیری است. تمرکز بر ارزش مشترک و اقتصاد تأثیر، شرکتها را به ایجاد تغییرات بنیادین در مدلهای کسبوکار، سرمایهگذاریهای ثابت و عملیات خود سوق خواهد داد و فرصتهای معناداری برای تمایز و مزیت رقابتی ایجاد میکند. با انجام این کار، آنها اقتصادی را ایجاد خواهند کرد که واقعاً برای کاهش نابرابریهای اجتماعی و بازگرداندن اکوسیستمهای طبیعی کار میکند.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.