چگونه یک مسیر شغلی اخلاقمحور بسازیم (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسندگان: مریم کوچکی و آیزاک اچ. اسمیت
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
ایده اصلی در یک نگاه
بیشتر ما خودمان را انسانهای خوبی میدانیم. تلاش میکنیم در محیط کار اخلاقمدار باشیم و امیدواریم در لحظات حساس، درست عمل کنیم. اما وقتی صحبت از ساختن یک مسیر شغلی اخلاقی میشود، نیت خوب بهتنهایی کافی نیست. دههها پژوهش نشان دادهاند که فرایندهای روانشناختی و سوگیریهایی وجود دارند که قضاوت اخلاقی افراد را تحت تأثیر قرار میدهند و باعث میشوند برخلاف ارزشهای خود عمل کنند و حتی بعداً برای رفتارشان توجیههای پیچیده و پسینی بسازند.
چگونه میتوانیم مطمئن شویم که در زندگی حرفهای خود بهطور مداوم کار درست را انجام میدهیم؟ با تغییر نگرش به سمت «فروتنی اخلاقی» و پذیرش این واقعیت که اگر هوشیار نباشیم، همه ما ظرفیت انجام خطاهای اخلاقی را داریم. نویسندگان یک رویکرد سهمرحلهای برای ماندن در مسیر درست پیشنهاد میکنند: از قبل برای چالشهای اخلاقی آماده شوید و سازوکارهای لازم را ایجاد کنید؛ در لحظه تصمیمهای درست بگیرید؛ و از موفقیتها و شکستهای اخلاقی خود درس بگیرید.
بیشتر ما خودمان را انسانهای خوبی میدانیم. تصمیم میگیریم اخلاقمدار باشیم و امیدواریم در لحظات حساس، عملکرد درستی داشته باشیم. اما وقتی پای ساختن یک مسیر شغلی اخلاقی به میان میآید، نیت خوب بهتنهایی کافی نیست. دههها پژوهش نشان دادهاند که فرایندها و سوگیریهای اجتماعی و روانشناختی میتوانند قضاوت اخلاقی افراد را مخدوش کنند، بهطوری که برخلاف ارزشهای خود عمل کنند و حتی بعداً برای رفتارشان توجیههای پیچیده و پسینی بسازند. پس چگونه میتوانیم مطمئن شویم که در طول روزها و سالها، در زندگی حرفهای خود کار درست را انجام میدهیم؟
اولین گام، تغییر نگرش به چیزی است که ما آن را «فروتنی اخلاقی» مینامیم؛ یعنی پذیرش این واقعیت که اگر هوشیار نباشیم، همه ما ظرفیت لغزش اخلاقی را داریم. فروتنی اخلاقی باعث میشود بپذیریم که وسوسهها، توجیهها و موقعیتهای مختلف میتوانند حتی بهترین افراد را هم به رفتار نادرست سوق دهند. همچنین ما را تشویق میکند اخلاق را فقط به معنای اجتناب از بدیها نبینیم، بلکه آن را بهعنوان تلاشی برای انجام کارهای درست در نظر بگیریم. این نگاه به ما کمک میکند توسعه شخصیت را یک مسیر مادامالعمر بدانیم. ما بیش از یک دهه است که درباره اخلاق در محیط کار پژوهش میکنیم و بر اساس یافتههای خود و دیگران، پیشنهاد میکنیم افرادی که میخواهند یک مسیر شغلی اخلاقمدار بسازند، از یک رویکرد سهمرحلهای استفاده کنند: 1) از قبل برای چالشهای اخلاقی آماده شوید؛ 2) در لحظه تصمیمهای درست بگیرید؛ و 3) از موفقیتها و شکستهای اخلاقی خود یاد بگیرید.
برنامهریزی برای خوب بودن
آمادگی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی اهمیت زیادی دارد، چون افراد معمولاً وقتی به آینده فکر میکنند، بهخوبی میدانند چه کاری باید انجام دهند، اما در لحظه حال بیشتر به آنچه میخواهند انجام دهند توجه میکنند. این تمایل به بیشبرآورد کردن اخلاقمداریِ «خودِ آیندهمان»، بخشی از چیزی است که آن تنبرونسل از دانشگاه نوتردام و همکارانش «سراب اخلاقی» مینامند.
مقابله با این سوگیری از شناخت نقاط قوت و ضعف شخصی آغاز میشود. ارزشهای شما چیست؟ در چه موقعیتهایی احتمال بیشتری دارد که از آنها فاصله بگیرید؟ دیوید بروکس در کتاب The Road to Character بین «فضیلتهای رزومهای» (مهارتها، تواناییها و دستاوردهایی که میتوانید در رزومهتان بنویسید، مثل «افزایش 10 درصدی بازگشت سرمایه در یک پروژه چندمیلیوندلاری») و «فضیلتهای یادبود» تمایز قائل میشود (ویژگیهایی که پس از مرگ به خاطر آنها از شما یاد میشود، مثل وفاداری، مهربانی و سختکوشی). اگرچه این دو ممکن است همپوشانی داشته باشند، اما فضیلتهای رزومهای بیشتر به آنچه برای خودتان انجام دادهاید مربوط میشوند، در حالی که فضیلتهای یادبود به این مربوطاند که چه کسی هستید و برای دیگران چه کردهاید، یعنی به شخصیت شما.
بنابراین از خودتان بپرسید: چه فضیلتهایی را میخواهم در خودم پرورش دهم که روزی به خاطرشان به یاد آورده شوم؟ یا همانطور که پیتر دراکر، متفکر مدیریت، پرسیده است: «دوست دارید به چه چیزی شناخته شوید؟» و «میخواهید چه سهمی داشته باشید؟» نگاه به زندگی حرفهای بهعنوان مسیری برای «اثرگذاری» بهجای صرفاً «دستاورد»، میتواند رویکرد شما را بهطور اساسی تغییر دهد. بهتر است این پرسشها را در همان ابتدای مسیر مطرح کنید، پیش از آنکه ذهنیتها، عادتها و الگوهایی در شما شکل بگیرند که تغییرشان دشوار باشد.
تعیین هدف نیز میتواند پایهای برای رفتار اخلاقی ایجاد کند. افراد حرفهای معمولاً برای جنبههای مختلف زندگی کاری و شخصی خود هدفگذاری میکنند، اما کمتر پیش میآید که اخلاق را هم به این شکل ببینند. بنجامین فرانکلین در زندگینامه خود نوشته است که تلاش کرده 13 ویژگی را که برای یک زندگی اخلاقی ضروری میدانست (از جمله سختکوشی، عدالت و فروتنی) در خود تقویت کند و حتی جدولی برای پیگیری پیشرفت روزانهاش طراحی کرده بود. ما توصیه نمیکنیم همه چنین روش سختگیرانهای داشته باشند، اما پیشنهاد میکنیم اهدافی مرتبط با فضیلتهای شخصیتی خود را بهصورت مکتوب مشخص کنید؛ اهدافی که چالشبرانگیز اما دستیافتنی باشند. این رویکرد مشابه توصیه کلیتون کریستنسن در مقاله «How Will You Measure Your Life?» است. او پس از مواجهه با بیماری سرطان، به این نتیجه رسید که مهمترین معیار برایش «افرادی هستند که زندگیشان را تحت تأثیر قرار دادهام».
با این حال، حتی دقیقترین اهداف هم در نهایت چیزی جز نیتهای خوب نیستند. این اهداف باید با سازوکارهای شخصی تقویت شوند؛ یعنی عادتها و الگوهایی که نشان داده شده به بروز بهترین جنبههای رفتاری افراد کمک میکنند. برای مثال، پژوهشها نشان میدهند خواب کافی، دعا (برای افراد مذهبی) و تمرینهای ذهنآگاهی میتوانند به افراد کمک کنند خودکنترلی بیشتری داشته باشند و در برابر وسوسهها در محیط کار مقاومت کنند.
ما همچنین «برنامهریزی اگر-آنگاه» را توصیه میکنیم؛ چیزی که روانشناس پیتر گولوویتزر آن را «نیتهای اجرایی» مینامد. دهها مطالعه پژوهشی نشان دادهاند که این روش («اگر X اتفاق بیفتد، آنگاه من Y را انجام میدهم») میتواند در تغییر رفتار افراد بسیار مؤثر باشد، بهویژه زمانی که این برنامهها با صدای بلند بیان شوند. این برنامهها میتوانند ساده باشند، اما باید مشخص و دقیق باشند و یک موقعیت (محرک) را به یک رفتار مطلوب گره بزنند. برای مثال: اگر مدیرم از من بخواهد کاری انجام دهم که ممکن است غیراخلاقی باشد، قبل از اقدام با یک دوست یا منتور خارج از سازمان مشورت میکنم. اگر از من درخواست رشوه شود، به تیم حقوقی شرکت و سیاستهای رسمی مراجعه میکنم. اگر شاهد آزار جنسی یا تبعیض نژادی باشم، بلافاصله از فرد آسیبدیده حمایت میکنم. طراحی چنین برنامههایی متناسب با نقاط قوت، ضعفها، ارزشها و شرایط شما، میتواند از لغزشهای ناشی از کاهش خودکنترلی یا از بیعملی در مواقعی که باید اقدام کنید جلوگیری کند. اما نکته مهم این است که این برنامهها را قبل از مواجهه با موقعیتها تنظیم کنید؛ آمادگی، کلید اصلی است.
منتورها نیز میتوانند به شما در جلوگیری از خطاهای اخلاقی کمک کنند. هنگام گسترش شبکه حرفهای و ایجاد ارتباط با مشاوران، فقط به دنبال افرادی نباشید که مسیر پیشرفت شغلی شما را سریعتر میکنند؛ به این فکر کنید چه کسانی میتوانند در تصمیمگیریهای اخلاقی از شما حمایت کنند. با افرادی در داخل و خارج از سازمان ارتباط برقرار کنید که ارزشهایی مشابه شما دارند و میتوانید برای مسائل اخلاقی از آنها مشورت بگیرید. هر دوی ما در موقعیتهای اخلاقی از منتورها کمک گرفتهایم و به دانشجویان MBA خود نیز همین کار را توصیه میکنیم. داشتن یک شبکه حمایتی، بهویژه یک منتور قابل اعتماد در حوزه اخلاق، میتواند فرصتهایی برای ایجاد اثر مثبت در مسیر شغلیتان نیز فراهم کند.
وقتی به زندگی اخلاقمدار متعهد شدید، از اینکه دیگران را هم از این موضوع آگاه کنید خجالت نکشید. البته هیچکس از رفتارهای خودبرتربینانه خوشش نمیآید، اما ارسال پیامهای اخلاقی بهصورت ظریف، بهویژه در میان همکاران، میتواند مفید باشد. این کار را میتوانید با صحبت کردن درباره چالشهای اخلاقی احتمالی و نحوه واکنش خود انجام دهید یا با ایجاد شهرتی مبنی بر اینکه همیشه کار درست را انجام میدهید. برای مثال، در یکی از مطالعاتی که یکی از ما (مریم) انجام داد، شرکتکنندگان پس از دریافت ایمیلی از یک شریک آنلاین که در امضای آن یک جمله اخلاقی آمده بود (مثل «موفقیت بدون شرافت بدتر از فریب است»)، کمتر تمایل داشتند از او بخواهند رفتار غیراخلاقی انجام دهد.
گفتوگوی مستقیم درباره مسائل اخلاقی میتواند دشوار باشد، چون افراد معمولاً تمایل ندارند درباره موضوعات حساس اخلاقی صحبت کنند. اما اگر فکر میکنید امکانپذیر است، توصیه میکنیم این گفتوگوها را با همکاران خود آغاز کنید، چون ابهام بستری مناسب برای توجیههای خودمحورانه ایجاد میکند. با ظرافت سؤالهای روشنکننده بپرسید و انتظارات خود را شفاف بیان کنید. برای مثال: «فکر میکنم مهم است که در اینجا از هیچ مرز اخلاقی عبور نکنیم.»
ما بیش از آنچه تصور میکنیم تحت تأثیر محیط اطرافمان قرار میگیریم، بنابراین انتخاب محیط کاری مناسب که رفتار اخلاقی را ممکن یا حتی تشویق کند، بسیار مهم است. جای تعجب نیست که کارکنانی که احساس میکنند نیازها، تواناییها و ارزشهایشان با سازمانشان همخوانی دارد، نسبت به افرادی که این هماهنگی را ندارند رضایت و انگیزه بیشتری دارند و عملکرد بهتری هم نشان میدهند. البته عوامل زیادی در انتخاب شغل نقش دارند، اما معمولاً افراد معیارهای سنتی مانند حقوق و فرصتهای ارتقا را بیش از حد برجسته میکنند و اهمیت همخوانی اخلاقی را دستکم میگیرند. پژوهشهای ما و دیگران نشان میدهد که استرس اخلاقی یکی از پیشبینیکنندههای قوی خستگی شغلی، کاهش رضایت، افت انگیزه و افزایش ترک شغل است.
به نظر میرسد برخی صنایع، هنجارهای فرهنگی دارند که کموبیش رفتارهای غیراخلاقی را تسهیل میکنند. در یکی از مطالعات، وقتی به کارکنان یک بانک بینالمللی بزرگ هویت حرفهایشان یادآوری شد، آنها بهطور متوسط بیشتر از افراد خارج از صنعت بانکداری در شرایط مشابه تقلب کردند. البته این به این معنا نیست که همه بانکداران غیراخلاقی هستند یا فقط افراد غیراخلاقی باید وارد این حوزه شوند، اما نشان میدهد چقدر مهم است که سازمانها در استخدام، به ویژگیهای اخلاقی افراد توجه کنند. با این حال، توصیه ما این است که هر فردی که وارد شغل جدیدی میشود، درباره سازمان و صنعت مربوطه اطلاعات کافی به دست آورد تا برای موقعیتهای اخلاقی چالشبرانگیز آماده باشد. در پایان مصاحبههای شغلی معمولاً از شما میپرسند: «سؤالی دارید؟» میتوانید بپرسید: «در این شغل با چه نوع چالشهای اخلاقی ممکن است مواجه شوم؟» یا «این شرکت چه اقداماتی برای ترویج رفتارهای اخلاقی انجام میدهد؟»
پژوهشها همچنین نشان میدهند که برخی ویژگیهای محیط کار، صرفنظر از هنجارهای فرهنگی، میتوانند خودکنترلی را تقویت یا تضعیف کنند. سطح بالای عدم قطعیت، فشارهای شناختی شدید، ساعات کاری طولانی، کار در ساعات دیرهنگام و تعیین اهداف فشرده و پیدرپی، همگی با افزایش رفتارهای غیراخلاقی مرتبط هستند. این فشارها ممکن است در طول زمان در محیط کار شما کم و زیاد شوند، اما در دورههای پرتنش باید هوشیاری خود را دوچندان کنید.
تصمیمگیری درست
حتی اگر برای داشتن یک مسیر شغلی اخلاقی برنامهریزی کرده باشید و سازوکارهای لازم را ایجاد کرده باشید، مواجهه با چالشهای اخلاقی در لحظه میتواند دشوار باشد. گاهی افراد پیامدهای تصمیمهای خود را نادیده میگیرند یا با توجیههای ذهنی، رفتارهای غیراخلاقی و خودمحورانه را منطقی جلوه میدهند. در موارد دیگر، با موقعیتهایی روبهرو میشوند که تصمیم درست در آنها واضح نیست، مثل انتخاب بین وفاداری به همکاران و وفاداری به مشتری، یا راهحلی که هم پیامدهای مثبت دارد و هم منفی، مانند ایجاد شغل در کنار آسیب به محیطزیست. برای مدیریت چنین لحظاتی، چند راهکار وجود دارد.
نخست، از چارچوبهای سنتی مانند تحلیل هزینه و فایده یا بازگشت سرمایه فاصله بگیرید. عادت کنید که در هر تصمیم، مسائل اخلاقی و پیامدهای آن را شناسایی کنید و از چند زاویه فلسفی آنها را بررسی کنید. برای مثال، از دیدگاه وظیفهگرایی (deontology)، از خود بپرسید چه اصول یا قواعدی در این موقعیت مطرح هستند. آیا این اقدام باعث میشود اصل صداقت یا احترام به دیگران را نقض کنید؟ از منظر پیامدگرایی (utilitarianism)، نتایج احتمالی برای همه افراد درگیر، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، را بررسی کنید. بیشترین منفعت برای بیشترین تعداد افراد چیست؟ و از دیدگاه اخلاق فضیلتمحور ارسطویی، از خود بپرسید کدام گزینه بیشترین همخوانی را با رفتار یک انسان بافضیلت دارد. هرکدام از این رویکردها نقاط قوت و ضعف خود را دارند، اما در نظر گرفتن همزمان قواعد، پیامدها و فضیلتها باعث میشود کمتر از جنبههای مهم اخلاقی غافل شوید.
با این حال، باید توجه داشت که ذهن انسان در توجیه رفتارهای مشکوک اخلاقی، بهویژه زمانی که منافعی در میان است، بسیار ماهر است. ما اغلب به خودمان میگوییم: «همه این کار را میکنند»، «فقط دارم دستور مدیرم را اجرا میکنم»، «برای منفعت بزرگتر است»، «که دزدی بانک نیست» یا «تقصیر خودشان است، حقشان بود». برای جلوگیری از این خودفریبیها، میتوانید از سه آزمون استفاده کنید:
1. آزمون رسانهای شدن: آیا حاضرید این تصمیم و دلایل آن در صفحه اول روزنامه منتشر شود؟
2. آزمون تعمیمپذیری: آیا حاضرید تصمیم شما بهعنوان الگو برای همه افرادی که در موقعیتی مشابه قرار میگیرند در نظر گرفته شود؟
3. آزمون آینه: آیا بعد از گرفتن این تصمیم، از دیدن خودتان در آینه راضی خواهید بود؟ آیا این همان فردی است که میخواهید باشید؟
اگر پاسخ شما به هرکدام از این پرسشها منفی است، قبل از ادامه دادن بیشتر فکر کنید.
پژوهشها همچنین نشان میدهند که افراد زمانی که احساس عجله دارند، بیشتر احتمال دارد رفتار غیراخلاقی از خود نشان دهند. در واقع، تعداد بسیار کمی از تصمیمها واقعاً نیاز به اتخاذ فوری دارند. اختصاص زمان برای تأمل میتواند به شما کمک کند تصویر کاملتری ببینید. در یک آزمایش کلاسیک روانشناسی اجتماعی، دانشجویان مدرسه الهیات پرینستون وقتی برای رسیدن به یک سخنرانی عجله داشتند، بسیار کمتر احتمال داشت به فردی که روی زمین افتاده و نیازمند کمک بود توجه کنند، آن هم در حالی که موضوع سخنرانیشان درباره داستان «سامری نیکوکار» بود. بنابراین، به فشار زمان توجه داشته باشید. گاهی عمل به توصیه قدیمی «روی آن بخواب» میتواند به تصمیمهای اخلاقی بهتر منجر شود. همچنین به تأخیر انداختن تصمیم میتواند فرصتی برای مشورت با منتورهای اخلاقی فراهم کند. اگر به آنها دسترسی ندارید، خودتان را در موقعیتی تصور کنید که باید تصمیمتان را برای آنها توضیح دهید. اگر این کار برایتان ناراحتکننده است، این یک نشانه هشدار است.
البته ایستادن بر سر اصول اخلاقی اغلب به معنای مخالفت با همکاران یا حتی مدیران است، و این میتواند بسیار دشوار باشد. آزمایشهای مشهور میلگرام نشان دادند که افراد تا چه حد در برابر فشار دیگران، بهویژه افراد صاحب قدرت، آسیبپذیر هستند. برای مقابله با این فشار اجتماعی، نویسندگان کتاب The Business Ethics Field Guide چند سؤال کلیدی پیشنهاد میکنند: آیا آنها حق دارند چنین درخواستی از من داشته باشند؟ آیا دیگران در سازمان هم همین احساس را دارند؟ هدف درخواستکننده چیست؟ آیا راه دیگری برای رسیدن به آن هدف وجود دارد؟ آیا میتوانم به شکلی مخالفت کنم که طرف مقابل هم وجهه خود را حفظ کند؟ بهطور کلی، مراقب باشید صرفاً به این دلیل که «همه این کار را میکنند» یا مدیرتان گفته است، دست به اقدامی نزنید. مسئولیت رفتار خود را بپذیرید.
همچنین به خاطر داشته باشید که بسیاری از چالشهای اخلاقی که افراد در محیط کار با آن روبهرو میشوند، پیشتر نیز توسط دیگران تجربه شدهاند. به همین دلیل، سازمانها معمولاً دستورالعملها، پروتکلها و بیانیههای ارزشی مشخصی تدوین میکنند. اگر درباره یک موقعیت تردید دارید، به سیاستهای رسمی سازمان مراجعه کنید. آیا سازمان شما دارای منشور اخلاقی است؟ اگر نه، از منتور اخلاقی خود راهنمایی بگیرید. و اگر با موقعیتی روبهرو هستید که آن را بهوضوح غیراخلاقی میدانید اما از پیامدهای آن میترسید، بررسی کنید آیا سازمان شما سیستم گزارشدهی محرمانه یا واحد رسیدگی به تخلفات دارد یا خیر.
بازنگری پس از عمل
یادگیری از تجربه، یک فرایند تکرارشونده و مادامالعمر است. بخش بزرگی از رشد، بعد از تصمیمگیری و اقدام رخ میدهد. افراد اخلاقمدار بینقص نیستند، اما وقتی اشتباه میکنند، آن را مرور و تحلیل میکنند تا در آینده عملکرد بهتری داشته باشند. در واقع، طیف گستردهای از پژوهشها در حوزههایی مانند روانشناسی، علوم کامپیوتر، پرستاری و آموزش نشان میدهد که تأمل و بازنگری، اولین گام مهم برای یادگیری از تجربیات گذشته است. بازنگری هم در موفقیتها و هم در شکستها به افراد کمک میکند نهتنها از تکرار خطاها جلوگیری کنند، بلکه از «دوپارهسازی هویت» نیز پرهیز کنند؛ وضعیتی که در آن افراد زندگی شخصی و حرفهای خود را از هم جدا میکنند و ممکن است در هرکدام بر اساس معیارهای اخلاقی متفاوتی عمل کنند.
با این حال، خودبازنگری محدودیتهایی هم دارد. گاهی خطاهای اخلاقی واضح هستند، اما در بسیاری از موارد، تصمیمها مبهماند. علاوه بر این، افراد ممکن است در چارچوب دیدگاههای خود، سوابق شخصی و سوگیریهایشان گرفتار شوند. به همین دلیل، لازم است از مشورت افرادی که به آنها اعتماد داریم استفاده کنیم. میتوانید این کار را مشابه دریافت بازخورد عملکرد شغلی انجام دهید: با طرح پرسشهای مشخص، پرهیز از حالت دفاعی و ابراز قدردانی.
در نهایت، میتوانید از مفهومی استفاده کنید که ایمی ورزنیوسکی از دانشگاه ییل آن را «طراحی شغل» مینامد؛ یعنی شکل دادن به تجربه کاری خود از طریق تغییر فعالانه وظایفی که انجام میدهید، روابطی که در محیط کار دارید و حتی برداشتتان از شغلتان، بهگونهای که کار برایتان معنادارتر شود و به شکوفایی تواناییهایتان کمک کند. شما میتوانید این رویکرد را در مسیر شغلی اخلاقی خود نیز به کار بگیرید، با ایجاد تغییرات تدریجی در نحوه کار کردن و نگاهتان به آن، تا به فردی بافضیلتتر تبدیل شوید. برای مثال، در برخی از اولین مطالعات درباره طراحی شغل، ورزنیوسکی و همکارانش دریافتند که بسیاری از کارکنان خدمات نظافت در بیمارستانها، کار خود را بهگونهای میدیدند که احساس میکردند نقش درمانگر دارند، نه صرفاً نظافتچی. آنها فقط اتاقها را تمیز نمیکردند، بلکه به ایجاد محیطی آرام و مناسب برای بهبود بیماران کمک میکردند. یکی از آنها با لبخند و شوخطبعی خود به بیماران سرطانی کمک میکرد احساس آرامش بیشتری داشته باشند. او آگاهانه به دنبال فرصتهایی برای تعامل با بیماران بود، چون باور داشت میتواند لحظهای روشن در میان تاریکی درمان آنها ایجاد کند. او شغل خود را بهگونهای شکل داده بود که فضیلتهایی مانند محبت، همدلی، مهربانی و وفاداری را در خود تقویت کند.
ممکن است فکر کنید اخلاقمدار بودن در کار چندان دشوار نیست. همانطور که شاید از کودکی شنیدهاید، کافی است کار درست را انجام دهید. اما شواهد نشان میدهد در دنیای واقعی، حفظ این استاندارد اخلاقی بهمرور دشوارتر میشود. بنابراین، مسیر شغلی اخلاقی خود را آگاهانه مدیریت کنید: با پرورش فروتنی اخلاقی، آمادگی برای موقعیتهای چالشبرانگیز، حفظ آرامش در لحظه تصمیمگیری و بازنگری مداوم در اینکه تا چه حد به ارزشها و اهداف خود پایبند بودهاید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.